تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
حال ، هدف آن است كه حجت را بر آنان تمام كند ، بدين‌ترتيب كه اگر اين بت‌ها خدا مىبودند ، بايد مىفهميدند ، سخن مىگفتند و هركه نسبت به آنها سوءقصد مىكرد ، نابودش مىنمودند .
فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ .
آنان پس از شنيدن سخن ابراهيم عليه السّلام از يكديگر مىپرسيدند : چگونه سنگ‌هايى را پرستش كنيم و از آنها اميد نيكى داشته باشيم و از بدى آنها بترسيم كه حتّى توان دفع زيان و سوءقصد از خود را ندارند .
فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ .
آنان از يكديگر پرسيدند و سرانجام اعتراف كردند كه در نادانى و گمراهى قرار دارند ، لكن آنها به سرعت به وضعيت سابق خود بازگشتند .
ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ .
پناه مىبرم به خدا از واژگونىها و بدبختىها . واژهء « نكسه » به معناى ايستادن بر سر و سروته كردن چيز است . « نكسه » ، يعنى اين‌كه توانايىات را از بين ببرى تا هر لئيمى بر تو حكومت كند . « نكسه » ، يعنى اين‌كه سلاحت را به دشمنت بدهى تا تو را بكشد و يا دليل رفتارى و يا گفتارى عليه خودت در اختيار او قرار بدهى ، چنان‌كه قوم ابراهيم چنين كردند ، هنگامى كه به او گفتند :
لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ ؛
يعنى وقتى اين بت‌ها سخن نمىگويند ، چگونه شما آنها را مىپرستيد ؟ طبرى مىگويد : نكس ، يعنى بالاى آن چيز را پايين آن قرار داد . نكس ، حجت بدين معناست كه انسان به چيزى استدلال كند كه دليل براى خصم او و بر زيان خودش باشد ، چنان‌كه قوم ابراهيم عليه السّلام چنين كردند .
قالَ أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ .
شما مىدانيد كه اين بت‌ها نه درك مىكنند ، نه سخن مىگويند ، نه زيان مىرسانند و نه سود ، پس چگونه آنها را مىپرستيد ؟
أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ .
چه مىتوان كرد با قومى كه بر گمراهى پاى مىفشارند ، درحالىكه مىدانند گمراهند ؟ هيچ كارى نمىتوان انجام