تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦

واژگان

على أعين النّاس : مردم آن را با چشمان خود مىبينند . النكس : زيرورو كردن و در اين‌جا مراد ، زورگويى است .

اعراب

« عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ »
متعلق به محذوف و حال از ضمير « به » است ؛ يعنى مرئيا على أعين النّاس . « كبيرهم » فاعل است و « هذا » بدل از آن .
« ما هؤُلاءِ »
« ما » نافيه ، « هؤلاء » مبتدا . جملهء « ينطقون » خبر و جملهء مبتدا و خبر در محلّ نصب به « علمت » است . « علمت » معلق از عمل است به سبب وجود نفى ؛ زيرا نفى همانند استفهام از عمل تعليق مىكند . « أف » اسم فعل و به معناى دلتنگ شدن است . « لام » در « لكم » براى بيان كسى است كه اظهار دلتنگى براى اوست . برخى مىگويند : « أفّ » ، يعنى زشت است براى شما .

تفسير

قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ .
مشركان خواستند از ابراهيم بازپرسى كنند و آشكارا وى را محاكمه نمايند تا هركس بخواهد عليه او گواهى دهد و مردم هم مجازات او را ببينند .
قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ .
مشركان ابراهيم عليه السّلام را احضار كردند و مورد بازپرسى قرار دادند : آيا تو همان كسى هستى كه به خدايان ما تجاوز كردى ؟
قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ .
اين سخن از قضاياى فرضيه است ؛ يعنى اگر آنها داراى احساس مىبودند ، اين كار را بزرگشان انجام داده بود ؛ نظير جملهء « اگر خدا فرزند مىداشت ، من نخستين پرستش‌كنندگان بودم » . در هر