تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
است كه زنده مىكند و مىميراند .
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ .
به آنچه زير عنوان « دليل توحيد و اقانيم سه‌گانه » در تفسير آيهء 48 سورهء نساء ، جلد دوم نوشتيم ، رجوع كنيد .

دانا حجّتى بر نادان است

لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ .
برخى به اين آيه استدلال كرده‌اند بر اين‌كه چيزى از خدا زشت نمىباشد و چيزى بر او واجب نيست . بنابراين ، او مىتواند فرمانبردار را مجازات كند و خلافكار را پاداش دهد . امّا به عقيدهء ما اين امر ، با عدالت ، حكمت و رحمت او منافات دارد . درست آن است كه بگوييم معناى آيه چنين است : خداوند چون ذاتا عادل است ، بر كسى روا نيست كه به گفتار و كردار او اعتراض كند ، زيرا به كسى كه عادل است نمىتوان گفت : چرا با عدالت رفتار كردى ؟ و به راستگو نمىتوان گفت : چرا راست گفتى ؟ چنان‌كه براى شخصى كه دانش پزشكى نمىداند روا نيست كه به پزشك ماهر بگويد : چرا اين دارو را تجويز كردى ؟ چرا كه اين پرسش در صورتى روا و درست است كه فردى از فرد هم‌سطح خودش بپرسد ، يعنى دانا از داناى همانند خودش ، امّا شخص نادان ، بايد نهايت تلاش خود را مبذول دارد كه آنچه را نمىداند از دانا بپرسد و از او نشانه و دليل بخواهد و زمانى كه يقين پيدا كرد بر او واجب است كه در برابر دانشمند نسبت به آنچه كه او مىداند تسليم شود ، همان‌گونه كه بيمار در برابر پزشك تسليم است . از قديم گفته‌اند : « دانا حجّتى بر نادان است » . وقتى وضعيت آفريده با آفريدهء همانند خودش چنين است ، وضعيت او با آفرينندهء آسمان‌ها و زمين چگونه خواهد بود ؟ شاگردى از استادش پرسيد : ما چرا به وجود آمده‌ايم و چرا زندگى مىكنيم ؟ استاد گفت : چرا خود را در بىراهه‌اى گرفتار مىكنى كه نه آغاز دارد و نه انجام ؟
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 437 | محمد جواد مغنية