تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
همين دليل ، خداوند مىفرمايد :
« لَوْ أَرَدْنا . . .
إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ »
، يعنى ما اراده نكرديم و انجام نداديم . اگر او مىخواست بازيچه‌اى انجام دهد - فرض محال ، محال نيست - بازى ديگرى انجام داد كه با عظمت او همخوانى مىداشت و نه از نوعى كه انسان‌ها انجام مىدهند ؛ نظير بازى با زنان و فرزندان .
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ .
مراد از حق در اين‌جا ، جدّيت و حقيقت در برابر بازيچه است كه خداوند از آن نهى كرده است و مراد از باطل همان بازيچه و بيهوده‌كارى مىباشد . پس از آن‌كه خداوند فرمود : ما خواستار بازيچه نمىباشيم ، مىگويد : تمام گفتارها و سخنانش جدّى و حقيقى است ، نه بىفايده و بازيچه و اگر بيهوده‌كارى و بازيچه از جانب هر منبعى انجام گيرد ، او اين منبع را از بين مىبرد و نابود مىكند . بنابراين ، چگونه چيزى را كه براى ديگران نمىپسندد ، براى خود پسندد ؟
وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ .
واى بر شما از آن صفاتى كه خدا را بدان توصيف مىكنيد و آنها را به او نسبت مىدهيد .
وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ ؛
يعنى آنان خسته نمىشوند . مفسّران مىگويند : مراد از
« مَنْ عِنْدَهُ »
فرشتگان است . امّا به نظر ما مراد از آن ، هركسى است كه در پيشگاه خدا منزلت و آبرو داشته باشد خواه فرشته باشد ، خواه انسان .
يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ .
آنان خسته و رنجيده نمىشوند ، بلكه همواره در گفتار و كردار فرمانبردارند ، نه او را جسم مىپندارند و نه صفات ساختگى را به او نسبت مىدهند .
أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ .
جملهء
« هُمْ يُنْشِرُونَ »
صفت براى « آلهة » و معنايش چنين است : هرمعبودى كه مشركان براى خود قرار داده‌اند ، نه مردگان را زنده مىكند و نه آنان را از گورهايشان برمىانگيزاند ، بلكه تنها خداوند