است و بر هيچ امرى نمىتواند يقين پيدا كند . . . و اين ، يك نوع تناقضگويى آشكار است » .
فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ .
مشركان قريش به محمّد صلّى اللّه عليه و إله گفتند : اگر تو پيامبرى ، پس معجزهاى همچون ناقهء صالح ، عصاى موسى و ديگر معجزات پيامبران پيشين براى ما بياور . خداى سبحان به اين خواستهء آنان پاسخ مىدهد :
ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها .
معناى اين پاسخ چنين است : درست است كه پيامبران پيشين ، معجزاتى چون ناقه و عصا آوردند ، لكن قوم اين پيامبران به آنها ايمان نياوردند ، بلكه آن را ردّ و تكذيب كردند ، باوجوداينكه خودشان ، اين معجزات را درخواست و پيشنهاد كرده بودند و به همين سبب ، ما آنها را هلاك كرديم . بنابراين ، بر شماست اى مشركان قريش ، كه به پيامدهاى معجزات بينديشيد ، نه به خود معجزات و اگر خداوند خواستهء شما را اجابت كند ، عينا همان چيزى كه براى اقوام پيامبران سابق رخ داد ، براى شما نيز رخ خواهد داد .
أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ .
همانگونه كه امّتهاى گذشته كه پيشنهاد معجزات را دادند و به اين معجزات ايمان نياوردند ، مشركان قريش نيز كه پيشنهاد معجزه دادهاند ، به اين معجزات ايمان نمىآورند و پيامدش اين خواهد بود كه آنان هم همانند گذشتگان به هلاكت برسند ؛ زيرا حكمت خدا چنين ايجاب مىكند كه هركس معجزهاى پيشنهاد كند و بدان ايمان نياورد و آن را تكذيب كند ، به هلاكت برسد .