تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
پرسش : ظاهر آيه نشان مىدهد كه خداوند حكم و مقدّر كرده است كه خلافكاران و ستمگران در سختى و تنگدستى زندگى كنند ، با اين‌كه مىبينيم ، هراندازه كه بر گناه و ستمگرى آنان افزوده مىشود بر مقام و ثروت آنان نيز افزوده مىگردد ؟ پاسخ : مفسران به اين پرسش پاسخ داده‌اند كه مراد از زندگى تنگ در اين‌جا اضطراب و نگرانى روانى نسبت به چيزى است كه در اختيار دارند و نيز بيم داشتن از پيامدها و رخدادهاى ناگهانى و از تنگدستى پس از برخوردارى . اين پاسخ مردود است ؛ زيرا اين نوع نگرانى را هركسى كه اندكى از دارايىهاى دنيوى را داشته باشد ، دارد خواه فرمانبردار باشد . خواه گناهكار ، چرا كه طبيعت كور است و پاك را از ناپاك تشخيص نمىدهد و رويدادهاى طبيعى به صغير و ناتوان رحم نمىكند و از اين‌كه به سراغ برگزيدگان و اوليا برود ، باكى ندارد . بهترين پاسخ ، همان است كه ما در جلد سوم ، زير عنوان « روزى و شرايط فاسد » و زير عنوان « آيا روزى تصادفى است و يا مقدّر ؟ » بيان كرديم . خلاصهء آن پاسخ اين است كه تنگدستى از قوانين زمين نشئت مىگيرد ، نه از آسمان ؛ يعنى بر اثر اعمال مردمى است كه حق و عدالت را نابود مىكنند و . . . اگر آنان آيين خدا را برپا مىكردند ، يقينا هيچ نيازمندى بر روى زمين يافت نمىشد .
وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى .
برخى از مفسّران مىگويند : مراد از كورى در اين‌جا ، نديدن حجّت و دليل است . برخى ديگر مىگويند : بلكه مراد نديدن بهشت است . ديدگاه درست آن است كه مراد از كورى ، همان معناى ظاهرىاش مىباشد كه همان از ميان رفتن بينايى است ؛ زيرا خداوند مىفرمايد :
قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً .
هيچ دليلى ندارد كه معناى ظاهر اين آيه را توجيه كنيم .
قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى .
تو امروز ناديده گرفته مىشوى ، چنان‌كه از پيش ، عمل را ناديده گرفتى [ - يعنى هيچ كار نيكى را در دنيا