پس از او دست به چه كارى زدهاند .
قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ .
مراد از فتنه در اينجا آزمايش است تا بدينوسيله ، ماهيت اسرائيليان آشكار گردد . مىگويند : فتنت الذّهب بالنّار ؛ يعنى طلا را به وسيلهء آتش آزمودم . دليل آزمايش در اينجا آن است كه خداوند با زبان هارون بنى اسرائيل را از پرستش گوساله نهى كرد و شيطان با زبان سامرى به آنان دستور داد كه آن را بپرستند . آنان با خداى رحمان مخالفت و از شيطان اطاعت كردند و بدينترتيب ضعف ايمانشان را آشكار ساختند و نشان دادند كه استعداد كامل كفر و انكار خداوند را دارند ، چنانكه جنايتكار هرگاه راهى به محرّمات پيدا كند ، آن را مرتكب مىشود و در منظر عامّ رسوا مىگردد .
فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً .
اين آيه در سورهء اعراف ، آيهء 150 بيان شد .
قالَ يا قَوْمِ أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً .
اين جمله اشاره مىكند كه خداوند به موسى عليه السّلام پيامبر بنى اسرائيل وعدهء فروفرستادن تورات را داد و آنچه از شناخت حلال و حرام مورد نياز آنان است در اين كتاب موجود است و نيز خداوند به زودى جايگاه گناهكاران را تحويل آنها خواهد داد ، چنانكه در آيهء 145 سورهء اعراف آمده است :
« براى او در آن الواح هرگونه اندرز و تفصيل هرچيز را نوشتيم . پس گفتيم : آن را به نيرومندى بگير و قومت را بفرماى تا به بهترين آن عمل كنند ، به زودى جايگاه نافرمانان را به شما نشان دهم » .
أَ فَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ .
مقصود از عهد ، مدت غيبت موسى از قومش مىباشد .
مىگويى : عهدى به قريب ، يعنى ديدارم با او نزديك است .
أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ .
« أم » به معناى « بل » است . أردتم ؛ يعنى كارى كرديد كه موجب خشم خدا مىشود . معناى آيه چنين است : من مدت زيادى از ميان شما غايب نبودم ، پس چرا به خدا شرك آورديد ؟ آيا مىخواهيد گرفتار عذاب او شويد ؟ اين سخن بدين نكته اشاره دارد كه اسرائيليان مادام كه موسى عليه السّلام بالاى سرشان