إليهم ؛ همانند آيهء 148 سورهء اعراف :
« أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ » .
تفسير
پس از آنكه فرعون به هلاكت رسيد ، خداى سبحان به موسى عليه السّلام وعده داد كه تورات را بر او فروفرستد و برايش وعدهگاهى تعيين كرد . بنابراين ، موسى عليه السّلام به سوى پروردگارش رفت ، تا تورات را بياورد و هارون برادرش را جانشين خود در ميان اسرائيليان قرار داد . آنان غيبت پيامبرشان موسى عليه السّلام را غنيمت شمردند و به پرستش گوساله پرداختند و آنچه را كه از پيش با خود برمىداشتند تحقق بخشيدند ؛ زيرا آنان گروهى را ديدند كه « به پرستش بتهاى خود دلبسته بودند . گفتند : اى موسى ! همانطور كه آنها را خدايانى است براى ما هم خدايى بساز . گفت : شما مردمى بىخرديد » . « 1 » به اين مطلب در آيهء 51 سورهء بقره و 148 سورهء اعراف اشاره شد . آياتى كه ما در صدد تفسير آنها هستيم و نيز آيات پس از آنها تا آيهء 98 همگى دربارهء اين موضوع و آنچه بدان ارتباط دارد و ما را به آن بازمىگرداند ، سخن مىگويد .
وَ ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى .
با اين پرسش ، حكايت گوساله آغاز مىشود .
موسى عليه السّلام به سوى پروردگارش مىرود ، تا وحى را دريافت كند و خداوند از او مىپرسد كه چرا شتاب كرده است ، درحالىكه او خود ، سبب را بهتر مىداند تا به او خبر دهد كه قومش پس از او به پرستش گوساله پرداختهاند .
قالَ هُمْ أُولاءِ عَلى أَثَرِي وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى .
ظاهر سخن نشان مىدهد كه قرار بر آن بوده است كه موسى عليه السّلام با گروهى از قومش به سوى طور برود ؛ لكن وى تنها رفت . ازاينرو ، خداوند از او پرسيد [ كه چرا شتاب كرده است ] و او در پاسخ گفت : آنان به زودى به من خواهند پيوست و اگر من زودتر آمدم ، بدينسبب بوده كه شيفتهء خشنودى تو بودم . موسى عليه السّلام در حالى اين سخن را گفت كه نمىدانست قومش
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 138 .