نوعى گمراه كردن و پوشانيدن حق است ، چنانكه خداوند مىگويد : « ناگهان از جادويى كه كردند چنان در نظرش آمد كه آن رسنها و عصاها به هرسو مىدوند » .
إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى .
اين جمله كنايه از آن است كه عذاب الهى مداوم است . از اين قبيل است سخن خداوند : « . . . نه بميرانندشان و نه از عذابشان كاسته گردد » . « 1 » واژهء « مجرم » تمام كسانى را كه در گفتار و يا كردار مرتكب گناه مىشوند دربرمىگيرد ، خواه كافر باشند و خواه كافر نباشند .
دليل بر اينكه واژهء مجرم داراى معناى عام مىباشد . اين آيه است :
وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى .
در اين آيه ، خداوند ايمان را با كار شايسته توأم كرده و معنايش اين است كه ايمان بدون كار ، براى صاحبش هيچگونه سودى ندارد . به بيانى ديگر مؤمنان همانهايند كه هم در اهداف و هم در كردار خود ، شايستهاند . امّا افرادى كه تلاش مىكنند تا در زمين گناهى را مرتكب شوند ، در زمرهء جنايتكاران خواهند بود ، هرچند دنيا را از لا إله إلّا اللّه و اللّه اكبر گفتن ، پر كنند .
جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ مَنْ تَزَكَّى .
بهشتها و درجههاى بلند در پيشگاه خدا از آن كسانى است كه دلهايشان را با دوست داشتن و اخلاصمندى مردم - همهء مردم - پاك سازند و از شايبهء خيانت ، آزمندى و نفرت بشويند . صدها آيهء قرآن ، آشكارا و يا با اشاره ، همين معنا را دربردارند .
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 36 .