تفسير
قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى * قالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى .
نظير اين آيه در آيهء 113 و ما بعد آن در سورهء اعراف ، جلد سوم بيان شد .
فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً .
بيشتر مفسّران و يا تعداد زيادى از آنان گفتهاند :
موسى عليه السّلام در دلش ترس افتاد ، چنانكه اين امر ، اقتضاى طبيعت بشرى است درست آن است كه در دل موسى عليه السّلام ترس نيفتاد ، چگونه چنين باشد ؟ درحالىكه وى مىداند كه جادوگران دروغگويند و نيز خداوند به او و برادرش گفته است : من با شما هستم .
تنها سبب بيم موسى عليه السّلام اين بود كه مبادا امر بر مردم مشتبه شود و آنان بهوسيلهء اباطيل جادوگران فريب بخورند .
قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى .
از اينكه حق بر مردم مشتبه شود ، ترسى به خود راه مده . هرگز چنين نخواهد شد و به زودى بر چشمان و خردها روشن مىشود كه تو بر حق و آنان بر باطلند و جادوگران خود ، اعتراف خواهند كرد كه تو راستگو و امين مىباشى و آنان ياران نيرنگ و فريبند و فرعون آنها را به دروغ گفتن وادار كرده است .
وَ أَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى * فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى * قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى .
نظير اين آيه در آيهء 117 و مابعدش در سورهء اعراف ، جلد سوم بيان شد . به خلاصهء داستان « موسى عليه السّلام با فرعون و نام مادر موسى عليه السّلام » ، در جلد سوم رجوع كنيد .
قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذِي فَطَرَنا .
فرعون از جادوگران خواست كه خدا را رها كنند و با اينكه به گمراهى فرعون پى بردهاند ، از وى پيروى