تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
« زن فرعون گفت : اين مايهء شادمانى من و توست . او را مكشيد شايد به ما سودى برساند يا او را به فرزندى گيريم » . « 1 » بنابراين ، فرعون موسى عليه السّلام را باقى گذارد و در كاخش وى را پرورش داد و خداوند از او نگهدارى و پاسدارى كرد .
إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى مَنْ يَكْفُلُهُ فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ .
خداوند اراده كرد كه موسى عليه السّلام را به مادرش برگرداند ، تا وى با او انس پيدا كند و آرام بگيرد . هرگاه خداوند چيزى را اراده كند ، اسباب آن را آماده مىسازد . از اين‌رو ، تمام زنان شيرده را بر موسى عليه السّلام حرام كرد ، تا آن‌جا كه فرعون حيرت‌زده شد . خواهر موسى عليه السّلام به صورت يك زن ناشناس به كاخ فرعون آمد و گفت : من دايه‌اى را به شما معرّفى مىكنم كه به اين كودك شير دهد . او مادر موسى عليه السّلام را آورد و او پستان مادرش را پذيرفت . بدين‌سبب ، فرعون او را به وى تحويل داد و مزدى هم برايش مقرّر كرد .
وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِّ .
روزى موسى عليه السّلام از يكى از خيابان‌هاى مصر عبور مىكرد نگاهش به دو مرد افتاد كه با يكديگر زدوخورد مىكردند : يكى از اين دو فرعونى بود و ديگرى اسرائيلى . مرد اسرائيلى از موسى عليه السّلام كمك خواست . بنابراين ، موسى با مشت خود به آن مرد فرعونى نواخت و به‌رغم اين‌كه قصد كشتن او را نداشت ، به هلاكت رسيد . موسى عليه السّلام ترسيد كه مبادا وى را قصاص كنند . امّا خداوند او را از اندوه قصاص رهايى بخشيد . آيهء پانزدهم از سورهء قصص به همين مطلب اشاره دارد : دو تن را ديد كه باهم نزاع مىكنند . اين يك از پيروانش بود و آن يك از دشمنانش . آن‌كه از پيروانش بود بر ضدّ آن ديگر كه از دشمنانش بود از او يارى خواست . موسى عليه السّلام مشتى بر او نواخت و او را كشت .
وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً .
خداى سبحان بندگانش را هم با آسايش و هم با سختى آزمايش مىكند و كسى كه راحتى را سپاس بگزارد و سختى را تحمّل كند ، خداوند او را به خود
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) آيهء 9 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 355 | محمد جواد مغنية