تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
همراهش گفت . امّا پيش از آن‌كه اين‌دو از يكديگر جدا شوند ، بندهء صالح ، حكمت آن كارهاى به ظاهر منكر را به موسى عليه السّلام خبر داد .
أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً .
شخص خردمند ، زيان را تحمل مىكند ، تا زيان بزرگ‌تر را دفع كند ، چنان‌كه شاعر مىگويد « مقدارى از بدى را تحمل كردم ؛ زيرا از تمام آن بيم داشتم » به همين دليل است كه ، فقها اتفاق‌نظر دارند كه زيان بيشتر را با زيان كمتر مىتوان دفع كرد و هرگاه دو مفسده با يكديگر در تعارض باشند ، با ارتكاب مفسدهء كوچك‌تر از مفسدهء بزرگ‌تر خوددارى مىشود . فقها با بهره‌گيرى از اين قاعده ، احكام فراوانى را استنباط كرده‌اند كه از جملهء آنها روا بودن قطع عضو فاسد است به منظور جلوگيرى از هلاكت صاحب آن .
وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً * فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً ؛
يعنى فرزندى كه نسبت به آن دو ، مهربان‌تر و نيكىكننده‌تر است . از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه آن پسر به سنّ بلوغ رسيده بود و كافر بود و به شدّت تلاش مىكرد كه پدر و مادرش را به كفر وادار كند ، چنان‌كه برخى از جوانان امروز هم اين كار را مىكنند . ما عالمان بزرگ دينى زيادى را ديديم كه در ميان مردم از اعتماد و تقدس برخوردار بودند ، امّا همين‌كه پسرانشان به سنّ بلوغ رسيدند ، تمام آنچه را كه پدرانشان در طى سال‌هاى دراز ساخته بودند ، خراب كردند . مشهور است كه امام على عليه السّلام فرمود : « زبير همچنان با ما بود ، تا اين‌كه جوجه‌اش عبد اللّه بزرگ شد » . احمد امين مصرى در كتاب حياتى مىگويد : آگاه باشيد ، اينك در دوران پيرىام به چيزى روى مىآورم كه قبولش نداشتم و از برخى از اصولى صرف‌نظر مىكنم كه بدان متعهد بودم و اين ، بر اثر وساطت ، سخنان مردم و زيادى فرزندان است . سخن اين گوينده سخنى خوشايند است كه مىگويد :
عصيت هوا نفسى صغيرا و عند ما * رماني زماني بالمشيب و بالكبر