مىگويد : « كسانى كه كافر شدند ، مىخواهند با استفاده از نيروى باطل جدال كنند » .
قبلا : به ضم قاف و باء ، يعنى رويارويى و ديدن با چشم .
الدّحض : لغزيدن ، كنار زدن .
اعراب
« جدلا » تميز است . مصدر برگرفته از « أن يؤمنوا » مجرور به من محذوف است .
مصدر « أن تأتيهم » فاعل منع مىباشد . « قبلا » حال از « العذاب » است .
« ما أُنْذِرُوا »
« ما » اسم موصول در محل نصب ، عطف بر « آياتى » . « هزوا » مفعول دوم است براى « اتخذوا » .
تفسير
وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا .
مراد از انسان در اينجا اكثريت مردم است ؛ زيرا خداوند در چندين آيه مىگويد :
« أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ »
؛ « 1 » بيشتر مردم نمىانديشند .
« أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ » ؛
« 2 » بيشتر مردم آگاهى ندارند .
« أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ » ؛
« 3 » بيشتر مردم ايمان نمىآورند . امّا قرآن كريم ، همان كتاب خداوند است كه بر بندگانش فرود آمد تا آنان را با دلايل و اندرزهايش هدايت و به چنگ درزدن به تعاليم و احكامش تشويق كند . خداوند اين دلايل و اندرزها را با شيوههاى مختلف توضيح داده است و به همين سبب ، مثلهاى فراوانى زده كه برخى از آنها عبارتند از : دو مردى كه در آيهء 32 بيان شد و تشبيه زندگى به آب در آيهء 45 همين سوره . لكن ، بيشتر مردم نمىانديشند و دربارهء روشنترين چيزها به خصومت مىپردازند و تلاش مىكنند كه بهوسيلهء دروغ ، حق را كنار بزنند و از بين ببرند .
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 103 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 187 .
( 3 ) . هود ( 11 ) آيهء 17 .