تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
و نهرى بين آن دو جارى گردانيديم . ( 33 ) حاصل از آن او بود . به دوستش كه با او گفتگو مىكرد گفت : من به مال از تو بيشتر و به افراد پيروزترم . ( 34 ) و آن مرد ستم بر خويشتن كرده به باغ خود درآمد و گفت : نپندارم كه اين باغ هرگز از ميان برود . ( 35 ) و نپندارم كه قيامت هم بيايد و اگر هم مرا نزد خدا برند ، جايگاهى بهتر از اين باغ خواهم يافت . ( 36 ) دوستش كه با او گفتگو مىكرد گفت : آيا بر آن‌كس كه تو را از خاك و سپس از نطفه بيافريد و مردى راست بالا كرد ، كافر شده‌اى ؟ ( 37 ) ولى او خداى يكتا پروردگار من است و من هيچ‌كس را شريك پروردگارم نمىسازم . ( 38 ) چرا آن‌گاه كه به باغ خود درآمدى نگفتى : هرچه خداوند خواهد ، و هيچ نيرويى جز نيروى او نيست ؟ ( 39 ) اگر مىبينى كه دارايى و فرزند من كمتر از توست ، شايد پروردگار من مرا چيزى بهتر از باغ تو دهد . شايد بر آن باغ صاعقه‌اى بفرستد و آن را به زمينى صاف و لغزنده بدل سازد . ( 40 ) يا آب آن بر زمين فرورود و هرگز به يافتن آن قدرت نيابى . ( 41 ) به ثمره‌اش آفت رسيده و بامدادان دست حسرت بر دست مىسايد كه چه هزينه‌اى كرده بود و اكنون همهء بناهايش فروريخته است و مىگويد : اى كاش به پروردگارم شرك نياورده بودم . ( 42 ) او را گروهى كه به يارىاش برخيزند نبود و خود قدرت نداشت . ( 43 ) آن‌جا يارى كردن خداى حق را سزد . پاداش او بهتر و سرانجامش نيكوتر است . ( 44 )

واژگان

الجنّة : باغ . أحفّ به : دور زد آن را . مراد از حففناهما در اين‌جا آن است كه خداوند نخل‌ها را گرداگرد آن دو باغ قرار داده بود . المحاورة : ردّ و بدل كردن سخن ، او گفت ، من گفتم . النفر : ياران . تبيد : از بين مىرود . قائمة : موجود .