تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
با تنوين تاى مئه خوانده شده است ، بنابراين‌كه ، سنين بدل است از ثلاثمأة . نيز با اضافهء مائة به « سنين » خوانده شده ، بنابراين‌كه « سنين » در موضع سنة باشد ؛ زيرا مائة تنها به مفرد اضافه مىشود . « تسعا » مفعول است براى « ازدادوا » .
« أَبْصِرْ بِهِ » .
ضمير « به » به خدا برمىگردد و
أَسْمِعْ
و
أَبْصِرْ
براى تعجب است : ما أبصره و ما أسمعه ! ؛ چه بيناست و چه شنواست !

تفسير

وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً * إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ .
پس از آن‌كه خداى سبحان به پيامبرش فرمود : « دربارهء آنان جدال مكن » ، به او دستور مىدهد كه هر چيزى را به مشيت خداوند معلّق سازد . سبب مناسبت ميان نهى از جدال و فرمان به معلّق ساختن هرچيزى به مشيت خداوند ، آن است كه انسان گاهى غافل مىشود و در نتيجه ، چيزى را كه تصميم بر تركش داشته ، انجام مىدهد و يا چيزى را كه تصميم بر انجامش داشته ، ترك مىكند و اين كار حتى از معصوم عليه السّلام نيز امكان‌پذير است . البتّه ، مشروط بر اين‌كه در انجام دادن و يا ترك كردن ، معصيت خدا نباشد ، زيرا معصيت در هيچ حالتى با عصمت جمع نمىشود ، چنان‌كه آگاهى از يك چيز با ناآگاهى از همان چيز ، در آن واحد جمع نمىشود .

مشيّت برتر

ترديدى نيست كه شرايط تأثير خود را دارد ، لكن اين شرايط ، نه انسان را از هر چيزى بازمىدارد و نه در هرچيزى كمكش مىكند [ كه اگر چنين بود ، بايد هر انسانى به خواسته‌اش مىرسيد ، درحالىكه ] كدامين انسان است كه تمام خواسته‌هايش را جامهء عمل پوشانده باشد ، هراندازه هم كه قدرت داشته باشد و حكومتش ادامه پيدا كند ؟ چه‌كسى توانسته كه زن و يا فرزندش را از لحاظ كردار و رفتار ، آن‌گونه كه دلش