مىخواهد تربيت كند ؟ و از اين قبيل نمونهها هرچه بخواهيد مىتوانيد بياوريد .
همچنين ، هيچكس نيست كه شرايط در تمام خواستههايش با وى دشمنى كرده باشد ، حتى در سخن گفتن ، خواب و . . . بنابراين ، ارادهء انسان وجود دارد و تأثيرش را برجاى مىنهد و كارش را انجام مىدهد .
لكن اين اراده ، محكوم به يك ارادهء برتر است كه به انسان مىگويد : هرگاه چيزى را خواستى ، آن را از طريق عوامل اين جهانى و طبيعىاش بخواه كه من آنها را راهى به سوى آن قرار دادم . مبادا مرا از ياد ببرى ، درحالىكه از همين راهى كه من برايت قرار دادم حركت مىكنى ، زيرا من هستم كه تو را آفريدم و عوامل را برايت آماده و تو را به سوى آنها راهنمايى كردم و فرمانت دادم كه از اين عوامل پيروى كن و نيز فراموش مكن ، راهى كه برايت مهيا ساختم بهطور يقين و در هرحال تو را به سرمنزل مقصود نمىرساند ، ابدا چنين نيست ، حتّى اگر تو تلاش فراوان هم بكنى ، زيرا من شرايطى را نيز آفريدم كه بازدارنده است و مانع از حركت تو به سوى هدف مىشود و اين موانع را نه تو مىدانى و نه ديگران ، زيرا آنها تنها در دست من است و من هستم كه آنها را مىفرستم و يا نگه مىدارم . بنابراين ، يقين نداشته باش كه به هرچه مىخواهى ، مىرسى و هرچيزى را به آن مشيت بالاتر ، موكول كن كه اگر او خواست ، مىشود و اگر نخواست نمىشود .
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ .
هر انسانى در معرض فراموشى قرار دارد ، بهويژه هرگاه كه كارها و غمها به او روى آورند و حتى برخى گفتهاند : « انسان را بدينسبب انسان گويند كه فراموش مىكند » . خدا به ما دستور داده است كه در هنگام فراموشى او را ياد كنيم و به ما تعليم داده كه چگونه يادش كنيم ، زيرا مىگويد :
وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً ؛
يعنى هرچند خداوند آنچه را كه فراموش كردم به من يادآورى نمىكند ، لكن چيزى را به من يادآورى مىكند كه بهتر و سودمندتر است ؛ چرا كه فراموش كردن برخى چيزها ، فوايد بزرگى دارد [ - فراموش كردن چيزى بهتر