تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
را بگيرند . آنها رداى او را به گردنش انداختند و او را كشان‌كشان به زندان بردند . بدين مناسبت اشاره مىكنيم كه هرگاه شخصى بگويد : بعتك هذا إن شاء اللّه ؛ اين را به تو فروختم اگر خدا بخواهد و يا اين‌كه بگويد : و اللّه لأفعلن كذا ؛ به خدا سوگند كه چنين مىكنم و يا بگويد : همسرم رها اگر خدا بخواهد و امثال اين سخنان . در اين صورت ، بايد ديد : اگر وى صرفا به خاطر تبرّك نام خدا را برده ، بايد به آنچه گفته است عمل كند و فروش ، يا سوگند و يا طلاق او درست است ؛ زيرا در اين حالت ، سخن او در حكم سخنى است كه خالى از هرگونه قيد باشد ؛ امّا اگر او [ از جملهء إن شاء اللّه ] حقيقتا ، تعليق را اراده كرده باشد ، لازم نيست به گفتهء خودش عمل كند و سخن گفتن و نگفتن او از لحاظ اثر شرعى يكسان است . البتّه ، نه از باب اين‌كه تعليق هرسخن معلّق را باطل مىكند ، بلكه از اين جهت كه او سخنش را به مشيت خداوند تعليق كرده و مشيت خدا از جهان غيب است ، نه از جهان شهود . يعنى نمىدانيم كه خداوند چه خواهد خواست . پرسش : از كجا بدانيم كه گوينده ، تعليق را اراده كرده است و يا صرفا به نام خدا تبرّك جسته است ؟ پاسخ : براى شناخت اين موضوع ، از خود گوينده سؤال مىكنيم ، زيرا چگونگى اراده را تنها از طريق شناخت صاحب اراده مىتوان به دست آورد . و دادگاه نيز بايد بر طبق سخن او رأى دهد .
وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً .
خداوند پس از آن‌كه دو آيه ظاهرا نامرتبط با داستان اصحاب كهف را ذكر مىكند ، بار ديگر دربارهء اصحاب كهف سخن مىگويد و بيان مىكند كه آنان 309 سال در خواب عميق بودند . پرسش : چرا خداوند گفت :
« وَ ازْدَادُوا تِسْعاً »
و نگفت : ثلاثمائة و تسعا ؟ پاسخ : برخى از مفسران گفته‌اند كه خداوند با جملهء « و ازدادوا » بدين نكته اشاره كرده است كه اصحاب كهف سيصد سال به حساب سال شمسى و 309 سال به حساب