تفسير
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ .
مردم پيش از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله داستان اصحاب كهف را براى يكديگر نقل مىكردند و در برخى از كتابها نوشته شده بود و در شعر هم از اصحاب كهف ياد شده ، بهعنوان نمونه در قصيدهء أميّة بن ابى صلت آمده است :
و ليس بها إلّا الرّقيم مجاورا * و صيدهم و القوم في الكهف هجد
جز رقيم چيزى همجوار آن نيست آن گروه و سگ آنان در غار خوابيدهاند .
به همين مناسبت ، پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله از راويان شعر مىپرسيدند كه شعر ابى صلت را براى او بخوانند . [ آنان اين شعر را مىخواندند ] و او گوش فرامىداد و مىفرمود : اين مردى است كه زبانش مؤمن و قلبش كافر است . مردم ، افسانهها دربارهء اصحاب كهف بهوجود آوردهاند ، چنانكه دربارهء بسيارى از گذشتگان نيز چنين كردند . ازاينرو ، خدا به پيامبرش فرمود :
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ ؛
ما خبر آنان را به راستى برايت نقل مىكنيم كه هيچ ترديدى در آن نباشد و چه كسى از خدا راستگوتر است . خدا پس از آنكه در آيات پيشين بهطور اجمال ، داستان اصحاب كهف را آورد ، اينك به تفصيل آن مىپردازد . داستان اصحاب كهف - براساس آنچه در آيات آمده - به چهار بخش تقسيم مىشود :
1 . هدايت يافتن غارنشينان به سوى خدا .
2 . وضعيت آنان در قومشان و گريختن آنها به سوى غار .
3 . بيدار شدنشان از خواب طولانى .
4 . مردن آنان و ايجاد ساختمان بر روى ايشان .
آياتى كه اينك ما درصدد تفسير آنها هستيم ، بخش اوّل و دوم را و آيات بعدى دو بخش ديگر را دربر دارند .