الوصيد : از جملهء معانى آن ، آستانهء خانه و حياط خانه است و هركدام از ايندو معنا در اينجا روا مىباشد .
اعراب
« اذ » ظرف است به معناى وقت و محلّ آن نصب است بهوسيلهء « ربطنا » . « إذا » حرف جواب و جزا است . « شططا » صفت است براى مفعول مطلق محذوف : قولا شططا . « هؤلاء » مبتدا و « قومنا » عطف بيان است و جملهء « اتّخذوا » خبر مىباشد . « لو » ادات طلب و به معناى هلّا مىباشد . « كذبا » مفعول مطلق براى « افترى » است ؛ زيرا كذب و افترا يك معنا دارد .
« وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ » .
« إذ » متعلق به محذوف است : قال بعضهم لبعض إذ اعتزلتموهم .
« وَ ما يَعْبُدُونَ »
عطف است بر مفعول « اعتزلتموهم » :
و اعتزلتم و ما يعبدون . « إلّا اللّه » . « إلّا » بهمعناى غير ؛ نظير لو كان فيهما إلّا اللّه لفسدتا . إلّا و مابعدش به منزلهء يك كلمه است و اسمى كه پس از آن مىآيد برحسب اقتضاى عاملى كه پيش از آن است تركيب مىشود و به همين سبب ، لفظ اللّه در جملهء
« وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ »
نصب داده شده است . برخى گفتهاند : لفظ « إلّا » در اينجا ادات استثناست و لفظ جلاله كه پس از آن واقع شده ، منصوب است ، بنابراينكه مستثناى متصل مىباشد . البتّه ، در صورتى كه آن قوم با خداوند خداى ديگرى بپرستند و مستثناى منفصل است ، در صورتى كه آنان تنها بتها را پرستش كنند . « تزاور » در اصل ، تتزاور بوده است .
« ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ » ،
ظرف مىباشند ؛ زيرا به معناى جهت شمال و جهت يمين هستند . « ذراعيه » مفعول است براى « باسط » . در اينجا اسم فاعل به رغم اينكه گذشته است عمل كرده ؛ زيرا حكايت حال مىباشد . « فرارا » مفعول مطلق است ؛ زيرا ولىّ و فرّ يك معنا دارند .
« رعبا » از ديدگاه طبرسى تميز است و از ديدگاه ابو البقا و ابو حيّان اندلسى مفعول دوم است .