تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
نمىآورند ؟ كيست ستمكارتر از كسى كه به خدا دروغ مىبندد ؟ ( 15 ) اگر از قوم خود كناره جسته‌ايد و جز خداى يكتا خداى ديگرى را نمىپرستيد ، به غار پناه بريد و خدا رحمت خويش بر شما ارزانى دارد و نعمتتان را در آن مهيا دارد . ( 16 ) و خورشيد را مىبينى كه چون برمىآيد ، از غارشان به جانب راست ميل مىكند و چون غروب كند ايشان را واگذارد و به چپ گردد و آنان در صحنهء غارند و اين از آيات خداست . هركه را خدا هدايت كند هدايت يافته است و هركه را گمراه سازد هرگز كارسازى راهنما براى او نخواهى يافت . ( 17 ) مىپنداشتى كه بيدارند حال آن‌كه در خواب بودند و ما آنان را به دست راست و دست چپ مىگردانيديم ، و سگشان بر درگاه غار دو دست خويش را دراز كرده بود . اگر به سروقتشان مىرفتى گريزان بازمىگشتى و از آنها سخت مىترسيدى . ( 18 )

واژگان

النّبأ : خبر بزرگ . ربطنا على قلوبهم : ارادهء آنان را نيرومند ساختيم . الشّطط : تجاوز كردن از اندازه . السلطان البين : حجت آشكار . الاعتزال : دورى كردن و همين‌طور است واژهء تعزّل . المرفق : در اين‌جا مراد ، هرچيزى است كه به‌وسيلهء آن بتوان سود برد و از ريشه رفق و لطف گرفته شده است . تزاور : ميل مىكند . تقرضهم : از آنان تجاوز مىكند . الفجوة : فراخناى زمين . الأيقاظ : جمع يقظ : بيدار . الرّقود : جمع راقد : خواب .