تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
وَ يُنْذِرَ الَّذِينَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً * ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لِآبائِهِمْ .
جملهء
« يُنْذِرَ الَّذِينَ »
عطف است بر
« لِيُنْذِرَ بَأْساً شَدِيداً » .
هشدار نخست ، عمومى و براى هركسى است كه فرمان خدا را زير پا بگذارد و استحقاق عذاب داشته باشد . هشدار دوم ، به كسانى اختصاص دارد كه نسبت فرزند را به خدا دادند ، درحالىكه شأن خداوند بالاتر از داشتن فرزند است . فراوان است كه خاص بر عام عطف مىشود ، تا توجّه داده شود كه فرد معطوف از بقيهء افراد برتر است ؛ نظير ملائكه و جبرئيل و يا اين‌كه فرد معطوف ، بدتر و زشت‌تر است ؛ همانند گناهكاران و كسانى كه مىگويند : خداوند فرزند دارد ، زيرا اين سخن ، از تمام گناهان زشت‌تر است . رازى مىگويد : سه طايفه اين سخن را گفتند كه عبارتند از : 1 . كفار عرب كه گفتند : فرشتگان دختران خدايند . 2 . نصارا كه گفتند : عيسى مسيح پسر خداست . 3 . يهود كه گفتند : عزير پسر خداست . مقصود از جملهء
« ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ » ،
آن است كه آنان دليلى بر اين سخن خود ندارند ، بلكه دليل ، برعكس اين گفته وجود دارد ؛ امّا جملهء
« وَ لا لِآبائِهِمْ » ،
براى مبالغه در نكوهش است ؛ نظير اين‌كه مىگويى : نادان فرزند نادان و ملعون فرزند ملعون .
كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً .
گناهى بزرگ‌تر از دروغ نيست و بزرگ‌ترين آن ، دروغ بستن بر خدا و نسبت دادن بدون دليل حلال و حرام به اوست و نيز بالاترين دروغ بر خداوند ، نسبت دادن فرزند به اوست .
فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً .
يعنى بر اثر دورى و روىگردانيدن آنان . مراد از حديث در اين‌جا ، به اتفاق مفسران ، قرآن است . اين‌كه قرآن در اين‌جا به عنوان « حديث » توصيف شده ، دليل است بر بطلان سخن كسى كه مىگويد : قرآن قديم است . ترديدى نيست كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيكى و هدايت را براى هر انسانى ، بدون استثنا ، مىخواهد ، چنان‌كه شما آن را براى فرزندتان