تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
را نمىكنم ، مگر اين‌كه شتر از سوراخ سوزن عبور كند . 4 .
أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ .
يا خانه‌اى داشته باشى كه از طلا ساخته و يا بدان تزيين و نقاشى شده باشد . اين سخن نيز براساس طرز تفكر ثروت‌اندوزى است .
أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ ؛
يا در آسمان بالا روى . اين جمله نيز برطبق پندار مشركان ، تعليق به محال است و مفهومش اين است كه تنها مال ، سبب به عهده گرفتن مقام بزرگ خواهد بود .
وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ .
برخى از مفسران جديد در تفسير اين سخن خدا گفته‌اند : « كودكانه بودن ادراك و انديشه و نيز لجاجت در اين پيشنهادهاى ساده‌لوحانه آشكار است » . درحالىكه هرگز چنين نيست ، نه انديشهء آنان كودكانه بود و نه پيشنهاد آنان ساده‌لوحانه ، بلكه اين طرز تفكر از رفاه آلوده‌كننده ، امتيازات ظالمانه ، چپاول و غارت و پرستش ثروت نشأت مىگرفت . بهترين دليل بر اثبات اين ادّعا ، پيشنهاد و شرط آنان است مبنى بر اين‌كه اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله خانه‌اى از طلا داشته باشد ، از وى پيروى خواهند كرد . طلا نخستين معبود و عالىترين الگوى آنان بود .
قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا .
من تنها انسانى هستم كه از سوى خدا فرستاده شدم و فرمان او را اطاعت و از نهى او خوددارى مىكنم : « هيچ پيامبرى را حق آن نبود كه جز به فرمان خدا آيتى بياورد » . « 1 »
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى إِلَّا أَنْ قالُوا أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَراً رَسُولًا .
مفسران ، از جملهء آنان طبرسى و رازى به اين آيه به عنوان آيه‌اى ، مستقل از آيات پيشين مىنگرند و در تفسير آن مىگويند : مشركان قريش به محمّد صلّى اللّه عليه و إله ايمان نياوردند ، زيرا آنان بر اين باور بودند كه پيامبر بايد از جنس فرشتگان باشد نه از جنس بشر . اين تفسير به چند دليل ، دور به نظر مىرسد :
هامش
( 1 ) . رعد ( 13 ) آيهء 38 .