روى زمين فرشتگان به آرامى راه مىرفتند ، برايشان به پيامبرى فرشتهاى از آسمان نازل مىكرديم . ( 95 )
بگو : خدا ميان من و شما شهادت را كافى است ؛ زيرا او به بندگانش آگاه و بيناست . ( 96 )
واژگان
الينبوع : چشمهء آب .
كسفا : به كسر كاف ، جمع كسفه ، يعنى پارهاى از چيز .
القبيل : روبهرو : آنان را پيش روى ما بياورى .
الزخرف : طلا و يا زيور .
ترقى : بالا مىروى .
اعراب
« حتّى » در اينجا بهمعناى إلّا است . « تفجّر » منصوب است به « أن » كه پس از هستى در تقدير است .
« أَوْ تَكُونَ »
عطف است بر « تفجّر » . « كسفا » حال است از « السّماء » .
« قبيلا » حال از « الملائكة » است . مصدر
« أَنْ يُؤْمِنُوا »
مجرور است به « من » محذوف .
مصدر
« أَنْ قالُوا »
فاعل « منع » است . « مطمئنّين » حال از « الملائكة » است . مفعول « كفى » محذوف است . « باللّه » . « باء » زايد است از لحاظ اعراب و « شهيدا » تميز است كه در تقدير چنين است : كفاك اللّه من شهيد .
[ تفسير ]
حبّ ذات
همهء ما انسانها ، مردان و زنان ، پيران و كودكان ، پرهيزكاران و گناهكاران ، خود و ذات خود را دوست داريم . كدام انسان است كه زندگىاش را دوست نداشته باشد و از وجود و كيان خويش دفاع نكند ؟ اگر اين دوستى نمىبود ، زندگى ادامه نمىيافت و