تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
روى زمين فرشتگان به آرامى راه مىرفتند ، برايشان به پيامبرى فرشته‌اى از آسمان نازل مىكرديم . ( 95 ) بگو : خدا ميان من و شما شهادت را كافى است ؛ زيرا او به بندگانش آگاه و بيناست . ( 96 )

واژگان

الينبوع : چشمهء آب . كسفا : به كسر كاف ، جمع كسفه ، يعنى پاره‌اى از چيز . القبيل : روبه‌رو : آنان را پيش روى ما بياورى . الزخرف : طلا و يا زيور . ترقى : بالا مىروى .

اعراب

« حتّى » در اين‌جا به‌معناى إلّا است . « تفجّر » منصوب است به « أن » كه پس از هستى در تقدير است .
« أَوْ تَكُونَ »
عطف است بر « تفجّر » . « كسفا » حال است از « السّماء » . « قبيلا » حال از « الملائكة » است . مصدر
« أَنْ يُؤْمِنُوا »
مجرور است به « من » محذوف . مصدر
« أَنْ قالُوا »
فاعل « منع » است . « مطمئنّين » حال از « الملائكة » است . مفعول « كفى » محذوف است . « باللّه » . « باء » زايد است از لحاظ اعراب و « شهيدا » تميز است كه در تقدير چنين است : كفاك اللّه من شهيد .

[ تفسير ]

حبّ ذات

همهء ما انسان‌ها ، مردان و زنان ، پيران و كودكان ، پرهيزكاران و گناهكاران ، خود و ذات خود را دوست داريم . كدام انسان است كه زندگىاش را دوست نداشته باشد و از وجود و كيان خويش دفاع نكند ؟ اگر اين دوستى نمىبود ، زندگى ادامه نمىيافت و