به اندازهء بزرگى و منزلت آنان است . اين سخن ، صرفا يك نوع فرض است و فرض محال ، محال نيست .
ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً .
آنگاه ياورى كه عذاب را از تو دفع كند پيدا نمىكردى . در نهج البلاغه آمده است : « در روز قيامت ، پيشواى ستمگر را در حالى مىآورند كه نه يارىكنندهاى همراه اوست و نه عذرجويندهاى . پس در دوزخ افكنده مىشود و در آن مىچرخد ، چنان كه سنگ آسيا مىچرخد . آنگاه در ژرفاى آن بسته مىشود » .
وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا .
هنگامى كه مشركان نتوانستند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را به سازش بكشانند ، كوشيدند او را با هر وسيلهاى تحقير كنند و آزار دهند ، تا از مكه بيرونش نمايند و اگر آنان پيامبر را بيرون مىكردند ، خداوند هم آنان را پس از اندكزمانى به هلاكت مىرسانيد .
پرسش : روشن است كه مشركان بر كشتن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اتحاد كردند ، تا آنجا كه او مجبور شد در حالت بيم و نگرانى از مكه بيرون رود و ما اين مطلب را در جلد سوم بيان كرديم .
پاسخ : مقصود آيه آن است كه اگر مشركان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را به زور بيرون مىكردند ، به قسمى كه او آواره مىشد و نمىدانست به كجا برود ، در اين صورت ، خدا در هلاكت آنها شتاب مىكرد ؛ لكن وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از مكه بيرون شد ، به فرمان خدا از آنجا بيرون رفت و به سوى گروهى عزيمت كرد كه جان و مال و عيالشان را در راه او فدا مىكردند .
سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا .
در حكم و قضاى خداوند چنين گذشته بود كه هر قومى پيامبر خود را از سرزمينش به زور بيرون رانند ، خداوند هم در هلاكت آنها شتاب كند و اين ، سنت او در آفرينش اوست كه دگرگون نمىشود ، بلكه در هرزمان و مكانى جريان دارد .