تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣

كافردل :

سيه‌دل ، ستمگر ، بىرحم .

كافر كيش :

آن كه كيش و آيين كافران را برگزيند . مجازا بىرحم ، ستمگر .

كاكل :

موى ميان سر ، گيسو ، زلف .

كالبد :

جسد ، قالب ، جسم .

كام :

آرزو ، خواسته .

كامران :

آن كه به آرزوهاى خود رسيده است ، كام روا ، سعادتمند .

كامرانى :

كام راندن ، مطابق آرزو زندگى كردن .

كامگار :

كامروا ، آن كه به آرزوهاى خود رسيده است ، نيك‌بخت ، سعادتمند .

كان يمين :

بخشنده ، برخوردار از دست بخشنده مانند كان و معدن .

كاوين :

مهر ، كابين .

كاهل‌رو :

به سستى رونده ، كندرفتار ، آهسته‌رو .

كاينات :

باشندگان ، موجودات ، جهان هستى .

كبر :

بزرگى ، گردن‌كشى ، نخوت ، اظهار بزرگى ، تكبّر .

كبريا :

بزرگى ، عظمت .

كبك خرام :

آن كه چون كبك ، خرامان راه مىرود ، كبك‌رفتار .

كبير :

بزرگ .

كثير :

بسيار ، فراوان . ( مقابل قليل ) .

كج‌انداز :

كج‌پرتاب‌شده ( تير كج‌انداخته‌شده ) ، كج‌افكنده و كج‌افتاده .

كج‌طبع :

كج‌سليقه ، بىذوق ، كج‌انديش .

كحل :

سرمه ، هر چه كه براى معالجه‌ى چشم ، به چشم كشند .

كحل الجواهر :

سرمه‌اى كه برخى اجزاء آن مرواريد سوده و جواهر ديگر باشد .

كدورت :

تيرگى ، آزردگى خاطر ، مكدّر شدن .

كرا كردن :

ارزيدن ، ارزش داشتن . ( 491 / كرا مىكند تماشايى ؟ آيا به يك‌بار تماشا مىارزد ؟ ) .

كرامات :

جمع كرامت ، بزرگوارى ، كارهاى خرق عادت و شگفت‌انگيز معجزه مانند .

كرام :

بزرگان ، بخشندگان ، جمع كريم .

كرام الكاتبين :

بزرگان نويسندگان ، فرشتگانى كه كارهاى خوب و بد انسان را ثبت مىكنند .

كرامت :

بزرگوارى ، بخشندگى ، در اصطلاح عرفانى ، انجام كارهاى خارق‌العاده و شگفت‌انگيز .

كران :

كرانه ، كناره ، پايان ، انتها .

كسمه :

طرّه ، زلف قيچى شده و بر پيشانى يا صورت ريخته ، پيچه .

كشّاف :

نام كتاب تفسير معروف جار اللّه زمخشرى ، از انديشمندان نامدار قرن پنجم و ششم .

كش :

زيبا ، خوش ، خوب ، نيك / دلربا .

كشف :

آشكار شدن ، آشكار كردن ، يافتن ، معلوم كردن .

كشميرى :

اهل كشمير ، منسوب به كشمير ( شهرى در هندوستان . )

كفايت :

بسندگى ، شايستگى .