تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 804

مساهمون:

ص٨٠٤

طامع :

حريص ، پرطمع ، طمع‌كار .

طاير :

پرنده ، ( طاير سدره در غزل 70 : پرنده‌ى آسمانى ، پرنده‌ى بهشتى )

طبله :

صندوقچه ، درج .

طبيعت :

جهان ماده ، جهان خاكى ، كره‌ى زمين .

طرّار :

راهزن ، كيسه‌بر ، دزد . ( طرّه‌ى طرّار : گيسوى غارتگر دل / 252 )

طرّارى :

كيسه‌برى ، دزدى ، عيارى ، حيله‌گرى .

طراز :

نقش و نگار ، حاشيه و كناره‌ى جامه كه به رنگى خارج از متن و داراى زيور است .

طرب آشيان :

آشيان طرب ، آشيانهء شادمانى و خوشى .

طرب خانه :

خانه‌ى شادى ، جاى شادمانى و خوشى .

طربناك :

شادىانگيز ، پرنشاط .

طرب‌نامه :

نامه‌ى شادى .

طرز :

شيوه ، روش ، سبك .

طرف بر بستن :

سود بردن ، بهره‌مند شدن .

طرف بستن :

بهره بردن ، سود بردن .

طرف كلاه :

گوشه‌ى تاج .

طرفه :

شگفت‌انگيز ، نو ، نيكو .

طرّه :

موى ريخته بر پيشانى ، چتر مو ، و گاهى مطلق مو و زلف .

طرى :

با طراوت ، تر و تازه .

طريقت :

روش ، شيوه ، اصطلاحا نام مكتب و مشرب فكرى مبتنى بر شناخت خداوند از راه دل ، عرفان ، تصوّف .

طريق :

راه ، روش ، مسلك ، مرام ، مشرب .

طعن :

طعنه ، سرزنش - طعنه .

طعنه :

سرزنش ، نكوهش ، در اصل لغت به معنى با نيزه زدن ، ضربت .

طغرا :

خطوط منحنى شكل خاصى شامل نام و القاب سلطان روزگار كه بر حاشيه‌ى فرمان‌ها و منشورها نقش مىكرده‌اند و در حكم امضا و تاييد پادشاه بوده است .

طغراكش :

طغرانگار ، آن كه طغرا را رسم مىكند ، طغرا نويس ، آن كه فرمان‌هاى شاهان را مىنويسد .

طغرا نويس :

( - طغراكش ) ، دبير ، منشى ، آن كه فرمان شاهان را مىنويسد . نيز : طراح و آفرينش‌گر طغرا - طغرا .

طفيل :

وابسته ، تابع .

طلاق :

جدايى ، رهايى ، رها شدن از قيد نكاح .

طلسم :

رمز ، نوشته‌اى شامل اشكال و ادعيه كه به وسيله‌ى آن كارهاى شگفت‌انگيز انجام دهند . شكل و صورتى عجيب بر سر گنجينه‌ها كه در حكم محافظ آن است و بىدانستن آن نمىتوان به آن گنج دست يافت .

طلعت :

چهره ، رخسار .

طلعت :

ديدن ، چهره ، آشكار شدن ، طلوع كردن ، جمال .

طمع بريدن :

قطع اميد كردن ، اميد نداشتن ،