صافتر از آب زلال را به من بنوشان . [ مقصود از آصف عهد ، خواجه برهان الدين وزير امير مبارز الدين است . به طور پنهان ، وزير مورد نظر و ممدوح خود را به آصف برخيا وزير شكوهمند سليمان مانند كرده است . ]
8 - كشور از بخت و كوشش او بر خود مىبالد ( مباهات مىكند ) ؛ خداوندا اين مقام و مرتبهى عالى ، پايدار و جاودان باد .
9 - او كه روشنگر مسند فرمانروايى و سرچشمهى شكوه و عظمت است ؛ يعنى : بونصر بو المعالى كه برهان حكومت و دولت است . [ مقصود از بونصر بو المعالى ، خواجه برهان الدين ، وزير امير مبارز الدين است . خواجه برهان الدين ، به مدت ده سال ( از 742 تا 752 ) در يزد و مدتى نيز در شيراز ( 756 - به بعد ) وزير دولت امير مبارز الدين محمّد بوده است . ]
463 - سويداى دل من
سَلامُ اللّهِ ما كَرَّ الليالى * وَ جاوَبَتِ الْمَثانى و الْمَثالى
عَلى وادِى الاراكِ وَ منْ عَلَيْها * و دارٍ بِاللِّوى فوقَ الرِّمالِ
دعاگوىِ غريبانِ جهانم * وَ ادعو بِالتَّواتُرِ و التَّوالى
به هر منزل كه رو آرد خدايا * نگه دارش به لطفِ لايزالى
منال اى دل كه در زنجيرِ زلفش * همه جمعيّت است آشفته حالى
ز خطّت صد جمالِ ديگر افزود * كه عمرت باد صد سالِ جلالى
تو مىبايد كه باشى ورنه سهل است * زيان مايهى جاهىّ و مالى
بر آن نقاش قدرت آفرين باد * كه گردِ مَهْ كشد خطِّ هلالى
فَحُبُّكَ راحتى فى كُلِّ حِينٍ * و ذِكْرُكَ مونِسى فى كُل حالِ
سويداىِ دل من تا قيامت * مباد از شوق و سوداىِ تو خالى
كجا يابم وصالِ چون تو شاهى * من بدنامِ رندِ لاابالى
خدا داند كه حافظ را غرض چيست * و عِلْمُ اللّهِ حَسبى مِنْ سؤالى
1 - و 2 - ما دام كه شبها پيوسته مىآيند و تارهاى دوم و سوم عود همنوازى مىكنند ، درود خداوند بر وادى « اراك » و ساكنان آن باد و خانهاى كه در « لوى » بر بالاى ريگزاران است . [ كرّ الليالى ،