تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
اشاره - اين غزل در مدح شاه شجاع سروده شده و قصد شاعر ارائه تصويرى است از اوضاع جامعه در عهد اين پادشاه ، كه به نظر او بهترين وضع و حالت است ؛ زيرا كه پس از يك دوره سخت‌گيرىها - و در نتيجه رواج تزوير و ريا - تسامح اين شاه خوش‌گذران ، موجب آن شد ، تا جامعه نفسى به راحتى بكشد و دامن دورويى و نيرنگ برچيده شود و هر كسى همان گونه بنمايد كه هست . براى بازتاباندن چنين تصويرى ، مقدمه‌اى مىچيند و از طلوع خورشيد در پهنه‌ى آسمان ياد مىكند كه پرتوش جهان هستى را روشن مىكند و پيش از طلوع خورشيد ، زهره در آسمان ارغنون مىنوازد و آسمان به ساز او مىرقصد و همراه با رقص و طرب آسمان ، صداى آواى چنگ و غلغل شراب ، در زمين به گوش مىرسد و در اين ميان ، از مخالفت‌كننده و بازدارنده خبرى نيست . پايان غزل - مانند قصيده - به دعا و آرزوى طول عمر براى شاه اختصاص مىيابد . 1 - سحرگاهان كه خورشيد از خلوتگاه آرامش طلوع مىكند و نور خود را به همه جا مىگسترد ، [ خلوتگاه كاخ ابداع ، استعاره از آسمان است آسمان را به كاخى مانند مىكرده كه آفرينش در خلوتگاه آن صورت مىگيرد . شمع خاور ( شمعى كه در مشرق روشن مىشود ) استعاره از خورشيد است . ] 2 - آسمان ، خورشيد را از افق بيرون مىآورد و به وسيله‌ى آن چهره‌ى گيتى را به اشكال گوناگون نمايان مىسازد [ آينه را در گريبان مىنهاده و به هنگام ضرورت ، آن را بيرون آورده و در آن مىنگريسته‌اند . اين رسم در شكل نزديك‌تر آن به روزگار ما ، مانند استفاده از ساعت جيبى است . به هر حال بر اساس اين تصوير واقعى ، شاعر به آسمان شخصيت انسانى مىبخشد و خورشيد را به آينه‌اى مانند مىكند كه آسمان از گريبان خود بيرون مىآورد و تصوير جهان در آن منعكس مىشود . ] 3 - در زواياى آسمان ، زهره ارغنون خود را متناسب با آهنگ رقص و سماع مىنوازد . [ طرب‌خانه‌ى جمشيد ، آسمان است به اعتبار آن كه جمشيد فلك ، يعنى پادشاه آسمان ، استعاره از خورشيد است . با توجه به اين كه جمشيد نيز پادشاهى عشرت طلب بوده ، آسمان ، يعنى فضاى جهان هستى را طرب‌خانه‌ى او به شمار آورده است . زهره ، همان ستاره‌ى سحرى است كه آن را خنياگر آسمان ناميده‌اند . ] 4 - ( همراه با صداى ارغنون زهره ) چنگ نيز به خروش مىآيد و در آهنگ خود مىگويد : مخالف شادى و خوش‌گذرانى كجاست ؟ و جام شراب قهقهه مىزند و مىپرسد : كجاست آن كه از شراب‌نوشى ممانعت مىكرد ؟ ! 5 - وضع زمانه را ببين و جام شادى بنوش ؛ زيرا كه به هر حال ، اين بهترين وضع و موقعيت ممكن است . 6 - دنيا مانند زيبارويى است كه گيسوى او همه بند و نيرنگ است . عارفان به خاطر اين رشته‌ى