مدح شاه شجاع است ، و دورهى حكومت او ( بر خلاف دورهى پدرش ) روزگار تساهل در اين امور بوده ؛ مىگويد : نوشيدن شراب خانگى ( پنهانى ) ديگر بس است ، از آن شراب كه در دير مغان ساخته مىشود بياور . مقصود از رفيق توبه ، زاهد و عابدى است كه در كار زهد و توبه با شاعر همراه بوده است و اينك كه نوشيدن شراب آزاد شده و رفيق هم پياله آمده ، از رفيق توبه خداحافظى مىكند ! ]
3 - به خاطر خدا ، خرقهى مرا با شراب بشوييد ! زيرا كه از اين اوضاع آشفته بوى خيرى به مشام نمىرسد . [ خرقهى مرا با شراب بشوييد ، يعنى مرا غرق در شراب كنيد ، آن چنان كه سرمست شوم و جز بوى شراب نشنوم ؛ زيرا كه از اين اوضاع اجتماعى آكنده از ريا و تزوير ، بوى خير نمىشنوم ! ]
4 - ببين : كسى كه اجازهى رقص و سماع به ديگران نمىداد ، اكنون خود با آهنگ چنگ ، رقصكنان مىرود . [ مقصود از كسى كه اجازهى رقص و سماع نمىداد ، محتسب و فقيه روزگار است . ]
5 - به شكرانهى اين نعمت كه من بندهى فرمانبردار تو هستم و تو پادشاهى فرمانروا هستى ، به عاشقان خود نظر لطفى كن .
6 - نيازمند و تشنهى جرعهاى از فيض شراب تو هستيم ؛ اما در حضور تو گستاخى نمىكنيم و دردسر نمىدهيم .
7 - خداوند ، پيشانى و چهرهى حافظ را از خاك بارگاه با عظمت شاه شجاع جدا نكند ! [ يعنى حافظ هميشه پيشانى و چهرهى خود را به نشانهى تعظيم و ستايش بر خاك بارگاه شاه شجاع قرار دهد و از اين خدمت محروم نباشد ! اظهار ارادت نسبت به ممدوح و آرزوى تداوم اين ارادات است . ]
294 - مظهر لطف ازل
بامدادان كه ز خلوتگه كاخ ابداع * شمع خاور فكند بر همه اطراف شعاع
بركشد آينه از جيب افق چرخ و در آن * بنمايد رخ گيتى به هزاران انواع
در زواياى طرب خانهى جمشيد فلك * ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع
چنگ در غلغله آيد كه كجا شد مُنكِر * جام در قهقهه آيد كه كجا شد منّاع ؟
وضع دوران بنگر ، ساغر عشرت برگير * كه به هر حالتى اين است بهين اوضاع !
طرّهى شاهد دنيا همه بند است و فريب * عارفان بر سر اين رشته نجويند نزاع
عمر خسرو طلب ار نفع جهان مىخواهى * كه وجوديست عطابخش كريم نفّاع
مظهر لطف ازل روشنى چشم امَل ، * جامع علم و عمل ، جانِ جهان شاهْ شجاع