1 - نفس باد صبا بوى مشكافشانى خواهد كرد و بار ديگر جهان پير جوان خواهد شد . [ يعنى بار ديگر فصل بهار خواهد رسيد و باد صبا مشكبو و طبيعت ، جوان خواهد شد . ]
2 - درخت ارغوان ، جامى به رنگ عقيق به گل ياس خواهد داد و گل نرگس به شقايق نگاه خواهد كرد . [ به گلها و گياهان شخصيت و جان بخشيده و حضور آنها را در كنار هم ، چنين تصوير مىكند كه گويى درخت ارغوان جام شراب عقيقى به گل ياس مىبخشد و گل نرگس با اشتياق به شقايق مىنگرد . ]
3 - بلبل ، از ستمى كه در غم هجران گل تحمل كرده ، فرياد زنان به سوى بوتهى گل خواهد رفت .
[ به گل شخصيت بخشيده و او را مانند پادشاهى صاحب سراپرده در نظر گرفته است . ]
4 - اگر من از مسجد به سوى خرابات آمدم ، بر من ايراد مگير ؛ زيرا مجلس وعظ به درازا مىكشد و فرصت از دست خواهد رفت .
5 - اى دل ، اگر شادى امروز را به فردا موكول كنى ، چه كسى ضمانت مىكند كه سرمايهى عمر تا فردا باقى خواهد ماند . [ نقد بقا ، يعنى سكهى حيات . زندگى را به سكهاى مانند مىكند و آن را سرمايهاى مىشمارد كه بقاى آن قابل تضمين نيست . ]
6 - در ماه شعبان ، جام شراب را بر زمين مگذار و ترك مكن ؛ زيرا كه تا شب عيد فطر ، اين جام از نظر دور خواهد شد . [ يعنى در ماه رمضان نسبت به بادهنوشى ، بيشتر سختگيرى و ميكدهها بسته مىشود و تا پايان اين ماه جام شراب را نخواهى ديد . خورشيد ، استعاره از جام شراب است . جام را به خورشيدى مانند مىكند كه به مدت يك ماه غروب خواهد كرد . ]
7 - گل عزيز است ، دوستى و همنشينى آن را غنيمت بدانيد ؛ زيرا كه عمر گل كوتاه است ؛ از اين راه به باغ مىآيد و از راه ديگر مىرود .
8 - اى مطرب ، مجلس انس و دوستى است . سرود و غزل بخوان . چه قدر مىگويى كه چنين رفت و چنان خواهد شد ؟
9 - حافظ به خاطر تو ، به جهان هستى آمد ؛ پس براى وداع با او قدمى پيش بگذار زيرا كه به زودى از اين جهان خواهد رفت .
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٢٧٩