تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
1 - آرزو مىكنم كه تنت هرگز نيازمند نوازش و مداواى طبيبان نباشد و وجود نازنين تو ، از آسيب زمان آزرده نشود . 2 - سلامت همه‌ى جهان به سلامت تو وابسته است . آرزو مىكنم وجود تو گرفتار هيچ بيمارى و عارضه نباشد . 3 - كمال ظاهر و باطن از بركت سلامت وجود توست . آرزو دارم كه ظاهر و باطنت هرگز افسرده و غمگين مباد ! [ برخى نسخه‌ها مصراع اول را چنين ضبط كرده‌اند : « كمال صورت و معنى ز يُمن صحت توست » كه از جهت ارتباط معنايى ، مناسب‌تر است و معنى ارائه‌شده بر اساس آن است . ] 4 - هنگامى كه چمن در معرض غارتگرى پاييز قرار مىگيرد ، آرزو مىكنم كه گذرش به سرو خوش قامت و بلند نيفتد . [ چمن ، استعاره از جهان ، غارتگرى پاييز ، كنايه از حوادث روزگار و سرو سهى نيز استعاره‌ى مشهورى براى معشوق است . بر اين اساس ، مفهوم صريح بيت اين است كه آرزو مىكنم قامت موزون و بلند معشوق از معرض حوادث روزگار دور باشد ! ] 5 - در محفلى كه زيبايى تو جلوه‌گرى مىآغازد ، دعا مىكنم كه بدبينان بدپسند مجال طعنه زدن نيابند ! 6 - هركس كه به چشم بد در چهره‌ى زيباى تو بنگرد ، جانش مانند سپند در آتش خشم و حسد بسوزد ! 7 - از سخن شيرين و پرشكر حافظ شفا بخواه تا نيازى به معالجه با گلاب و قند نداشته باشى !

107 - حلقه‌ى وصل

حُسنِ تو هميشه در فزون باد * رويت همه‌ساله لاله‌گون باد
اندر سرِ ما خيالِ عشقت * هر روز كه باد در فزون باد
هر سرو كه در چمن درآيد * در خدمتِ قامتت نگون باد
چشمى كه نه فتنه‌ى تو باشد * چون گوهرِ اشك غرقِ خون باد
چشم تو ز بهرِ دل‌ربايى * در كردنِ سحر ذو فنون باد
هرجا كه دليست ، در غمِ تو * بىصبر و قرار و بىسكون باد
قدّ همه دلبرانِ عالم * پيشِ الفِ قدت چو نون باد
هر دل كه ز عشق توست خالى * از حلقه‌ى وصلِ تو برون باد
لعلِ تو كه هست جانِ حافظ * دور از لبِ مردمانِ دون باد