تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

103 - اى دريغا رازداران !

روز وصل دوستداران ياد باد * ياد باد آن روزگاران ياد باد
كامم از تلخىّ غم چون زهر گشت * بانگ نوش شاد خواران ياد باد
گرچه ياران فارغند از ياد من * از من ايشان را هزاران ياد باد
مبتلا گشتم در اين بند و بلا * كوشش آن حق‌گزاران ياد باد
گرچه صد رود است در چشمم مدام * زنده‌رود باغ‌كاران ياد باد
راز حافظ بعد از اين ناگفته ماند * اى دريغا رازداران ياد باد
1 - روز ديدار دوستداران و دلدادگان و آن روزگاران خوش ياد باد . 2 - كامم از تلخى غم چون زهر شد ! صداى نوشانوش مىگساران شاد و با نشاط ، ياد باد ! [ شاد خواران ، يعنى شاددلانى كه به شادى يكديگر ، شراب مىنوشند . ] 3 - اگر چه ياران مرا فراموش كرده‌اند اما من ايشان را هزاران بار ياد مىكنم . [ يعنى من نمىخواهم مطابق كردار آنان عمل كنم . آرزو مىكنم كه هرگز آن‌ها را فراموش نكنم . ] 4 - اكنون كه در اين بند و بلا گرفتار شده‌ام ، ياد باد آن دوستانى كه حق دوستى را مىگزارند و براى رهايى من مىكوشند . 5 - اگر چه به وسعت صد رودخانه اشك از چشمانم جارى است ، اما بازهم زاينده‌رود را كه از كنار باغ‌كاران مىگذرد فراموش نمىكنم . هم زاينده‌رود و هم باغ‌كاران ياد باد ! [ باغ‌كاران ، نام يكى از چهار باغ معروف اصفهان در كنار زاينده‌رود بوده است . ] 6 - راز حافظ ، پس از اين ناگفته مىماند . اى دريغا ! از آنان كه رازدار حافظ بودند ياد باد . [ يعنى رازداران خود را فراموش نمىكنم . ]
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 196 | شمس الدين حافظ