د - مثنويات
1 - آهوى وحشى
الا اى آهوى وحشى كجائى * مرا با تست بسيار آشنائى
دو تنها و دو سرگردان دو بىكس * دو دام اندر كمين از پيش و از پس
بيا تا حال يكديگر بدانيم * مراد هم بجوئيم ار توانيم
چو مىبينى كه اين دشت مشوش * چراگاهى ندارد ايمن و خوش
كه خواهد شد بگوئيد اى حبيبان * رفيق بىكسان يار غريبان
مگر خضر مبارك پى درآيد * ز يمن همتش كارى گشايد
مگر وقت وفا پروردن آمد * كه فالم لا تذرنى فردا « 1 » آمد
چنينم هست ياد از پير دانا * فراموشم نشد هرگز همانا
كه روزى رهروى در سرزمينى * بلطفش گفت رندى رهنشينى
كه اى سالك چه در انبانه دارى * بيا دامى بنه گر دانه دارى
جوابش داد كآرى دانه دارم * ولى سيمرغ مىبايد شكارم
بگفتا چون بدست آرى نشانش * كه او خود بىنشانست آشيانش
بگفتا گرچه اين امر محالست * و ليكن نااميدى هم وبالست « 2 »
ولى تا جان بود در تن بكوشيم * بود كز جام او يك جرعه نوشيم
چو آن سرو روان شد كاروانى * چو شاخ سرو مىكن ديده بانى
مده جام مى و پاى گل از دست * ولى غافل مشو از دهر بدمست
لب سرچشمهاى و طرف جوئى * نم اشكى و با خود گفتگوئى
به ياد رفتگان و دوستداران * موافق گرد با ابر بهاران
چو نالان آيدت آبروان پيش * مدد بخشش ز آب ديدهء خويش
هامش
( 1 ) مرا تنها مگذار ، آيه 89 از سوره انبياء
( 2 ) و بال يعنى سختى ، عذاب ، سوء عاقبت و وخامت امر .