[ اى كاش قضانامهء عمرم ننبشتى ]
10 [ 1 ] شماره مسلسل 621
اى كاش قضانامهء عمرم ننبشتى * و اكنون كه نبشتست به زودى ننوشتى « 1 »
دايم ببغل شيشه نهان دار چو رندان * ورنه ز حسد مىشكند چرخ بخشتى
گر بودى رد كردهء روز ازل اين مى * تقدير براى خم او گل نسرشتى
هر كو كه ز دل واقف اسرار مظاهر * هم آرزوى مسجد و هم ميل كنشتى
بهره بود از صلح كل آن را كه در آفاق * سازد به همه خلق چه خوبى و چه زشتى
بودى اگر از ريو « 2 » و ريا شيخ مرا كار * دامان وى از دست و مى رند بهشتى
تصديع مده حافظ از افسانهء طوبا « 3 » * خوشتر بودم گوشهء باغى و بهشتى
[ 436 آن غاليهخط گر سوى ما نامه نوشتى ]
11 شماره مسلسل 622
آن غاليهخط گر سوى ما نامه نوشتى * گردون ورق هستى ما در ننوشتى « 4 »
هر چند كه هجران ، ثمر وصل برآرد * دهقان ازل كاش كه اين تخم نكشتى
آمرزش نقدست كسى را كه درينجا * ياريست چو حورى و سرائى چو بهشتى
مفروش بباغ ارم و نخوت شدّاد « 5 » * يك شيشه مى و نوشلبى و لب كشتى
تنها نه منم كعبهء دل بتكده كرده * در هر قدمى صومعهاى هست و كنشى « 6 »
در مصطبه « 7 » عشق تنعم نتوان كرد * چون بالش زر نيست بسازيم بخشتى
كلك تو مريزاد و زبان شكرينش * مهر از تو نديد ار نه جوابى بنوشتى
هامش
( 1 ) نوشتن ، يعنى پيچيدن و درنورديدن
( 2 ) ريو بمعنى مكر و تزوير است
( 3 ) نام درختى در بهشت - بمعنى خير و سعادت و پاكيزهتر نيز آمده است .
( 4 ) نپيچيدى .
( 5 ) شداد از پادشاهان ظالم بابل بوده است .
( 6 ) كنشت يعنى آتشكده ، دير ، معبد ، كليسا
( 7 ) سكوى مستطيل و پهن و مرتفع در زمين .
[ 1 ] پاورقى غزل 10 - اين غزل در يكتائى مندرج و مدعيست كه از حافظ نمىباشد و نمىگويد از كيست . و ضمنا در مصرع ما قبل آخر ريب كه بمعنى شك و گمان باشد بجاى ريو آورده است .