حبيبا در غم سوداى عشقت * توكلنا على رب العباد « 1 »
دل حافظ شد اندر چين زلفت * بليل مظلم و الله هادى « 2 » [ 1 ]
[ نور خدا نمايدت آينهء مجرّدى ]
15 * [ 2 ] شماره مسلسل 626
نور خدا نمايدت آينهء مجرّدى « 3 » * از در ما درآ اگر طالب عشق سرمدى
باده بده كه دوزخ ار نام گناه ما برد * آب زند بر آتشش معجزهء محمدى
شعبدهبازيى كنى هر دم و نيست اين روا * قال رسول ربنا ما اناقط من ددى « 4 »
از چه بعمد مىكشى تيغ جفا بكين من * فكر نمىكنى مگر من عمد ممددى « 5 »
گر تو بدين جمال و فرّ سوى چمن كنى گذر * سوسن و سرو و گل به تو جمله شوند مقتدى
نقش خودى ز لوح دل پاك كنى تو در زمان * گر ببرى بجان و دل راه بكوى بخردى
مرغ دل تو حافظا بسته دام آرزوست * اى متعلق خجل دم مزن از مجردى
هامش
( 1 ) بر پروردگار بندگان توكل كرديم
( 2 ) در شب تاريكى و خداوند رهنماست .
( 3 ) تنهائى ، تارك دنيائى و بىنيازى و بىآلايشى
( 4 ) پيامبر خداى ما گفت :
من هرگز آن كسى نيستم كه شعبدهبازى كنم
( 5 ) از ستونهاى روى زمين افتاده و كشيده شده اصل آيه اينست :« إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ »و معنى آيه چنين است :
بدرستى كه آن آتش بر اهل آن مطبق گرديده در حالتى كه بسته و مقيد گرديدهاند در عمودها و ستونهاى كشيدهشده ( سوره 104 آيه 8 ) .
[ 1 ] پاورقى غزل 14 - اين غزل مخلوطى از عربى ، فارسى ، و لهجهء محلى شيرازى است مصرع دوم از بيت سوم و مصرع اول از بيت چهارم - و تمام بيت پنجم و ششم و هفتم به لهجهء شيرازى است . متاسفانه موفق به كشف كامل صحيح خواندن و نوشتن و معانى ابيات شيرازى نشدم .
[ 2 ] پاورقى غزل 15 - اين غزل با كسر بيت سوم و پنجم در سودى آمده است .