رقيبان غافلند از ما كزان چشم سيه هر دم * هزاران گونه پيغامست و حاجب در ميان ابرو
دگر حور و پرى را كس نگويد با چنين حسنى * كه اين را اينچنين چشمست و آن را آنچنان ابرو
تو كافردل نمىبندى نقاب زلف و مىترسم * كه محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو
اگر چه مرغ زيرك بود حافظ در هوادارى * به تير غمزه صيدش كرد چشم آن كمان ابرو
[ عالمى خواهم كه نارد ره غم عالم درو ]
9 * [ 1 ] شماره مسلسل 587
عالمى خواهم كه نارد ره غم عالم درو * و ز جفاى مردم عالم نباشد غم درو
نه ز بيداد فلك درددلى با صد الم * نه ز شمشير ستم صد زخم و نى مرهم درو
از پرىرويان نبينم خيلى و نى آدمى * نى هزاران ديو از جنس بنى آدم درو
چون توان برتافت اى دل از در ميخانه رو * زانكه باشد هر سفالى كهنه جام جم درو
در دهان غنچهاى از لعل آب حيرتست * ليك پندارند مردم قطرهء شبنم درو
حافظا در وضع دنيا بد مكن انديشه زانك * نكتهاى نبود كه باشد نكتهء محرم درو
[ اى در چمن خوبى رويت گل خودرو ]
10 * شماره مسلسل 588
اى در چمن خوبى رويت گل خودرو * چينشكن زلفت چون نافهء چين خوشبو
ماه است رخت يا روز مشگست « 1 » خطت يا شب * سيمست برت يا عاج سنگست دلت يا رو « 2 »
لعلت بدر دندان بشكست لب پسته * زلفت بخم چوگان بربود دلم چون گو
آن رايحهء زلفست يا لخلخهء « 3 » عنبر * يا غاليه مىسايد در باغچه حسن او
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 9 - اين غزل را يكتائى در ديوان آورده و مدعيست كه از حافظ نمىباشد و نمىگويد از كيست ، در پژمان نيز اين غزل هست كه در بيت ما قبل مقطع بجاى حيرتست ، صبر تست آورده است .
( 1 ) مشك و مشك با كاف و گاف و ضم و كسر ميم هر چهار وجه صحيح و مادهاى معطر است كه از ناف آهوى مشك بدست مىآيد و اين آهو بيشتر در هيمالياى هندوستان زندگى مىكند در بعضى نسخ بجاى مشكست ، مشكيست نوشتهاند كه بمعنى سياهى بوده و مناسبتر به نظر مىآيد
( 2 ) رو از سنگ بودن يعنى بىحيا و پررو بودن
( 3 ) لخلخه تركيبى است از چيزهاى خوشبو