[ 388 بهار و گل طربانگيز گشت و توبهشكن ]
21 * شماره مسلسل 565
بهار و گل طربانگيز گشت و توبهشكن * به شادى رخ گل بيخ غم ز دل بركن
طريق صدق بياموز ز آب صاف اى دل * براستى طلب آزادگى ز سرو چمن
رسيد باد صبا غنچه در هوادارى « 1 » * ز خود برون شد و بر خود دريد پيراهن
ز دستبرد صبا گرد گل كلاله « 2 » ببين * شگنج گيسوى سنبل نگر بر وى سمن
عروس غنچه بدين زيور و تبسم خوش « 3 » * معاينه دل و دين مىبرد بوجه حسن
صفير بلبل شوريده و نفير هزار * براى وصل گل آمد برون ز بيت حزن « 4 »
هامش
- و با وقار بود به زيارت مرقد حافظ آمده و تفألى زد كه غزل فوق ( 20 ) آمد . فتحعلى خان قول داد و تعهد كرد كه هفته ديگر آمده و با دو بوسه نذرش را ادا كند ولى وقتى كه بر مزار حافظ آمد به تعهدش وفا ننمود و چون تفألى زد غزل « 5 » از حرف ك آمد ، كه اين بيت در آن مندرج است :گفته بودى كه شوم مست و دو بوست بدهم * وعده از حد بشد و ما نه دو ديديم و نه يكپس از خواندن اين غزل دينش را ادا كرده و مىخندد و مىرود ولى از اينجا ببعد را ادوارد براون چنين تعريف مىكند : « فتحعلى خان پس از خواندن غزل دوم مىگويد » سه بوسه خواهم داد و بدون اداى دين پى كار خود مىرود و هفته ديگر كه باز به زيارت حافظ ميايد و فالى مىگيرد اين بيت را در غزلى كه ميايد مشاهده مىكند ( مراجعه بغزل 47 از حرف ى ) .سه بوسه كز دو لبت كردهاى وظيفه من * اگر ادا نكنى وامدار من باشىدر آن حال خود را به روى مزار حافظ افكنده آن را غرق بوسه مىنمايد .
( لطيفهء غيبى ماجرا را تا « دو بوسه » نوشته و ادوارد براون آن را « سه بوسهاى » ذكر كرده است ) .
( 1 ) در بعضى نسخ « وفادارى » بجاى « هوادارى » آمده است .
( 2 ) كاكل
( 3 ) در بعضى نسخ اين مصرع چنين است : « عروس غنچه رسيد از حرم بطالع سعد »
( 4 ) آشيانه بلبل كه همان هزار باشد كه اغلب به كلبه احزان حضرت يعقوب تشبيه مىشود