عزيز مصر به رغم برادران غيور * ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسيد
كجاست صوفى دجال « 1 » چشم ملحد « 2 » شكل * بگو بسوز كه مهدى دين پناه رسيد
صبا بگو كه چها بر سرم درين غم عشق * ز آتش دل سوزان و دود آه رسيد
ز شوق روى تو شاها بدين اسير فراق * همان رسيد كز آتش ببرگ كاه رسيد
مرو بخواب كه حافظ ببارگاه قبول * ز ورد نيمشب و درس صبحگاه رسيد [ 1 ]
[ 238 جهان بر ابروى عيد از هلال وسمه كشيد ]
187 شماره مسلسل 329
جهان بر ابروى عيد از هلال وسمه كشيد * هلال عيد بر ابروى يار بايد ديد
شكسته گشت چو پشت هلال قامت من * كمان ابروى يارم گهى كه وسمه كشيد
مپوش روى و مشو در خط « 3 » از تفرج حسن * كه خواند خط تو بر رو و ان يكاد « 4 » و دميد
هامش
( 1 ) دجال يعنى فريبدهنده و بسيار دروغگو ، كذاب و « شخص كذابى » كه قبل از ظهور مهدى موعود ظهور نمايد و دكتر غنى معتقد است كه منظور حافظ « امير تيمور گوركانى » است .
( 2 ) ملحد يعنى كافر و بىدين ، و نيز پيروان صباح را گويند .
( 3 ) « در خط شدن » يعنى متغير گرديدن و خود را پنهان ساختن .
( 4 )« وَ إِنْ يَكادُ »آيهاى است در قرآن كه براى رفع چشم زخم مىخوانندش و برمىدمند ( آيه 52 از سوره 68 ن و القلم )وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ ما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
[ 1 ] پاورقى غزل 186 - اين غزل را خواجه حافظ پس از سال 789 يعنى 790 كه سلطان زين العابدين پسر شاه شجاع بهوسيله ابن عم خود شاه منصور دستگير و كور شد ، در تهنيت شاه منصور سروده است ( موقع ورود شاه منصور بشيراز )