[ 239 رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد ]
189 شماره مسلسل 331
رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد * وظيفه گر برسد مصرفش گلست و نبيد « 1 »
صفير مرغ برآمد بط « 2 » شراب كجاست ؟ * فغان فتاد به بلبل نقاب گل كه دريد
ز روى ساقى مهوش گلى بچين امروز * كه گرد عارض بستان خط بنفشه دميد
چنان كرشمهء ساقى دلم ز دست ببرد * كه با كس دگرم نيست « 3 » روى گفت و شنيد
من اين مرقع « 4 » رنگين چو گل بخواهم سوخت * كه پير باده فروشش به جرعهاى نخريد
بكوى عشق منه بىدليل راه قدم * كه گم شد آن كه در اين ره به رهبرى نرسيد
ز ميوههاى بهشتى چه ذوق دريابد ؟ * كسى كه سيب زنخدان شاهدى نگزيد « 5 »
مكن ز غصه شكايت كه در طريق طلب * براحتى نرسيد آنكه زحمتى نكشيد
عجائب ره عشق اى رفيق بسيارست * ز پيش آهوى اين دشت شير نر برميد
خداى را مددى اى دليل راه حرم * كه نيست باديهء عشق را كرانه پديد
گلى نچيد ز بستان آرزو دل من * مگر نسيم مروت درين چمن نوزيد
بهار مىگذرد مهرگسترا درياب * كه رفت موسم و عاشق هنوز مى نچشيد
شراب نوش كن و جام زر بحافظ ده * كه پادشه بكرم جرم صوفيان بخشيد
[ 243 بوى خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد ]
190 شماره مسلسل 332
بوى خوش تو هر كه ز باد صبا شنيد * از يار آشنا سخن آشنا شنيد
اينش سزا نبود دل حقگزار من * كز غمگسار خود سخن ناسزا شنيد
هامش
( 1 ) نبيد بفتح ن يعنى شراب خرما و انجير و جو و غيره كه به عربى نبيذ گويند
( 2 ) بط يعنى مرغابى و ضمنا بمعنى جام شراب و صراحى شراب كه شبيه سينه مرغابى ساخته باشند نيز هست
( 3 ) در بعضى نسخ بجاى « روى » ( برگ ) مىباشد كه در آن صورت غرض از برگ علاقه و تمايل است
( 4 ) جامهاى پنبهاى كه از قطعات پارچه و تكه تكه دوخته شده باشد
( 5 ) به عقيده شخص من بگزيد بهتر و صحيحتر است .