نكهت مشك ختن مىدمد از جيب نسيم * كاروانى مگر از ملك ختا مىآيد
عشق جانسوز تو پيوسته مرا مىپرسد * پادشاهست كه يادش ز گدا مىآيد
برندارم دل ازو تا نرود جان ز تنم * گوش كن كز سخنم بوى وفا مىآيد
بس كه از اشك منت پاى فرورفته به گل * مردم چشم مرا از تو حيا مىآيد
پيش تير غمش اى دل سپر از سينه مساز * ديده بر بند كه پيكان ز هوا مىآيد
حافظ از باده مپرهيز كه گل باز بباغ * از پى عيش به صد برگ و نوا مىآيد
[ 497 ز دل برآمدم و كار بر نمىآيد ]
181 شماره مسلسل 323
ز دل برآمدم و كار بر نمىآيد * ز خود بدر شدم و يار در نمىآيد
مگر به روى دلآراى يار من ورنه * بههيچروى دگر كار بر نمىآيد
در اين خيال بسرشد زمان عمر و هنوز * بلاى زلف سياهت بسر نمىآيد
چنان بحسرت خاك در تو مىميرم * كه آبزندگيم در نظر نمىآيد
بسى حكايت دل هست با نسيم سحر * ولى ببخت من امشب سحر نمىآيد
هميشه تير سحرگاه من خطا نشدى * كنون چه شد كه يكى كارگر نمىآيد
فداى دوست نكرديم عمر و مال دريغ * كه كار عشق ز ما اينقدر نمىآيد
ز بسكه شد دل حافظ رميده از همهكس * كنون ز حلقهء زلفت بدر نمىآيد
[ 237 نفس برآمد و كام از تو برنمىآيد ]
182 [ 1 ] شماره مسلسل 324
نفس برآمد و كام از تو برنمىآيد * فغان كه بخت من از خواب در نمىآيد
صبا به چشم من انداخت خاكى از كويش * كه آبزندگيم در نظر نمىآيد
مقيم زلف تو شد دل كه خوش سوادى ديد « 1 » * وزان غريب بلاكش خبر نمىآيد
قد بلند ترا تا ببر نمىگيرم * درخت كام و مرادم ببر نمىآيد
ز شست صدق گشادم هزار تير دعا * ولى چه سود يكى كارگر نمىآيد
كمينه « 2 » شرط وفا ترك سر بود حافظ * برو اگر ز تو اين كار بر نمىآيد
هامش
( 1 ) سواد يعنى شهر و ناحيه
( 2 ) كمينه يعنى كمترين
[ 1 ] پاورقى غزل 182 - مصرع دوم بيت دوم اين غزل در مصرع دوم بيت چهارم غزل 181 تكرار شده است .