تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه حافظ ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
نكهت مشك ختن مىدمد از جيب نسيم * كاروانى مگر از ملك ختا مىآيد عشق جانسوز تو پيوسته مرا مىپرسد * پادشاهست كه يادش ز گدا مىآيد برندارم دل ازو تا نرود جان ز تنم * گوش كن كز سخنم بوى وفا مىآيد بس كه از اشك منت پاى فرورفته به گل * مردم چشم مرا از تو حيا مىآيد پيش تير غمش اى دل سپر از سينه مساز * ديده بر بند كه پيكان ز هوا مىآيد حافظ از باده مپرهيز كه گل باز بباغ * از پى عيش به صد برگ و نوا مىآيد

[ 497 ز دل برآمدم و كار بر نمىآيد ]

181 شماره مسلسل 323
ز دل برآمدم و كار بر نمىآيد * ز خود بدر شدم و يار در نمىآيد مگر به روى دل‌آراى يار من ورنه * به‌هيچ‌روى دگر كار بر نمىآيد در اين خيال بسرشد زمان عمر و هنوز * بلاى زلف سياهت بسر نمىآيد چنان بحسرت خاك در تو مىميرم * كه آب‌زندگيم در نظر نمىآيد بسى حكايت دل هست با نسيم سحر * ولى ببخت من امشب سحر نمىآيد هميشه تير سحرگاه من خطا نشدى * كنون چه شد كه يكى كارگر نمىآيد فداى دوست نكرديم عمر و مال دريغ * كه كار عشق ز ما اين‌قدر نمىآيد ز بس‌كه شد دل حافظ رميده از همه‌كس * كنون ز حلقهء زلفت بدر نمىآيد

[ 237 نفس برآمد و كام از تو برنمىآيد ]

182 [ 1 ] شماره مسلسل 324
نفس برآمد و كام از تو برنمىآيد * فغان كه بخت من از خواب در نمىآيد صبا به چشم من انداخت خاكى از كويش * كه آب‌زندگيم در نظر نمىآيد مقيم زلف تو شد دل كه خوش سوادى ديد « 1 » * وزان غريب بلاكش خبر نمىآيد قد بلند ترا تا ببر نمىگيرم * درخت كام و مرادم ببر نمىآيد ز شست صدق گشادم هزار تير دعا * ولى چه سود يكى كارگر نمىآيد كمينه « 2 » شرط وفا ترك سر بود حافظ * برو اگر ز تو اين كار بر نمىآيد
هامش
( 1 ) سواد يعنى شهر و ناحيه ( 2 ) كمينه يعنى كمترين
[ 1 ] پاورقى غزل 182 - مصرع دوم بيت دوم اين غزل در مصرع دوم بيت چهارم غزل 181 تكرار شده است .