خواهم اندر عقبش رفت ، بياران عزيز * شخصم ار بازنيايد خبرم بازآيد
مانعش غلغل چنگست و شكر خواب صبوح « 1 » * ورنه گر بشنود آه سحرم بازآيد
آرزومند رخ چون مه شاهم حافظ * همتى تا بهسلامت ز درم بازآيد [ 1 ]
[ تنم ز رنج فراوان دمى نياسايد ]
178 [ 1 ] شماره مسلسل 320
تنم ز رنج فراوان دمى نياسايد * دلم ز انده بىحد همىبفرسايد
بخار حسرت او چون رود ز دل به سرم * ز ديدگانم باران غم فرودآيد
دو چشم من رخ من زرد ديد و نتوانست * از آن به خون دل آن را همىبيالايد
كه گر ببيند بدخواه روى من روزى * به چشم او رخ من زرد رنگ ننمايد
زمانهء بد هرجا كه فتنهاى باشد * چو نوعروسش در چشم من بيارايد
زمانه خود بر بود از من آنچه بود روا * بجز محبت جانان كه او همىپايد
چرا نگريد چشم و چرا ننالد تن * چگونه كم نشود صبر و غم نيفزايد
فلك چو شادى من ديد آن همه بشمرد * كنون كه مىدهدم غم همىنپيمايد
چو دوست از من بيدل گرفت بيزارى * چگونه دشمن من بر تنم ببخشايد « 2 »
اگر ننالم گويند نيست حاجتمند * و گر بنالم گويند ژاژ « 3 » مىخايد
غمين مباش تو حافظ خداى عز و جل * درى نبندد تا ديگرى نبگشايد
هامش
( 1 ) خواب شيرين .
( 2 ) در خلخالى « بيفزايد » است .
( 3 ) از ژاژخايى يعنى بيهودهگوئى و ياوهسرائى .
[ 1 ] پاورقى غزل 177 - گويند حافظ احتمالا اين غزل را در ايام پيرى سروده است مرحوم دكتر غنى گويد كه حافظ اين غزل را در خلال سالهاى 765 و 767 كه اجبارا شاه شجاع شيراز را ترك و برادرش محمود بر آن مسلط گرديد سروده است .
[ 2 ] پاورقى غزل 178 - خلخالى اين غزل را از حافظ دانسته و سيف پور و يكتائى آن را از حافظ نمىدانند و ضمنا گويندهاش را هم نام نمىبرند . ولى پژمان آن را قصيده و از مسعود سعد سلمان دانسته است و ضمنا آنچه در پژمان ضبط است ابياتش با ابيات ساير نسخ حافظ فرق دارد .