[ 24 مطلب طاعت و پيمان درست از من مست ]
39 شماره مسلسل 65
مطلب طاعت و پيمان درست از من مست * كه بپيمانهكشى شهره شدم روز الست
من هماندم كه وضو ساختم از چشمهء عشق * چارتكبير زدم « 1 » يكسره بر هر چه كه هست
مى بده تا دهمت آگهى از سرّ قضا * كه به روى كه شدم عاشق و از بوى كه مست
كمر كوه كمست از كمر مور اينجا * نااميد از در رحمت مشو اى بادهپرست
جان فداى دهنت باد كه در باغ نظر * چمنآراى جهان خوشتر از اين غنچه نبست
بجز آن نرگس مستانه كه چشمش مرساد « 2 » * زير اين طارم فيروزه كسى خوش ننشست
حافظ از دولت عشق تو سليمانى يافت * يعنى از وصل تواش نيست بجز باد بدست « 3 »
[ 26 زلف آشفته و خوى كرده و خندانلب و مست ]
40 شماره مسلسل 66
زلف آشفته و خوى كرده « 4 » و خندانلب و مست * پيرهنچاك و غزلخوان و صراحى در دست
هامش
( 1 ) غرض از چارتكبير پشت و پا زدن به همه چيز است
( 2 ) مقصود « نرسد » است
( 3 ) « باد بدست » بودن يعنى هيچچيز نداشتن .
( 4 ) عرق كرده