تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه حافظ ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

[ 24 مطلب طاعت و پيمان درست از من مست ]

39 شماره مسلسل 65
مطلب طاعت و پيمان درست از من مست * كه بپيمانه‌كشى شهره شدم روز الست من همان‌دم كه وضو ساختم از چشمهء عشق * چارتكبير زدم « 1 » يكسره بر هر چه كه هست مى بده تا دهمت آگهى از سرّ قضا * كه به روى كه شدم عاشق و از بوى كه مست كمر كوه كمست از كمر مور اينجا * نااميد از در رحمت مشو اى باده‌پرست جان فداى دهنت باد كه در باغ نظر * چمن‌آراى جهان خوش‌تر از اين غنچه نبست بجز آن نرگس مستانه كه چشمش مرساد « 2 » * زير اين طارم فيروزه كسى خوش ننشست حافظ از دولت عشق تو سليمانى يافت * يعنى از وصل تواش نيست بجز باد بدست « 3 »

[ 26 زلف آشفته و خوى كرده و خندان‌لب و مست ]

40 شماره مسلسل 66
زلف آشفته و خوى كرده « 4 » و خندان‌لب و مست * پيرهن‌چاك و غزلخوان و صراحى در دست
هامش
( 1 ) غرض از چارتكبير پشت و پا زدن به همه چيز است ( 2 ) مقصود « نرسد » است ( 3 ) « باد بدست » بودن يعنى هيچ‌چيز نداشتن . ( 4 ) عرق كرده
سفينه حافظ ( فارسى ) — صفحة 125 | شمس الدين حافظ