[ 41 اگر چه باده فرحبخش و باد گلبيزست ]
31 [ 1 ] 31 شماره مسلسل 57
اگر چه باده فرحبخش و باد گلبيزست « 1 » * ببانگ چنگ مخور مى كه محتسب « 2 » تيزست
صراحئى و حريفى گرت بچنگ افتد * بعقل نوش كه ايام فتنه فتنهانگيزست
در آستين مرقع « 3 » پياله پنهان كن * كه همچو چشم صراحى زمانه خونريزست
زرنگ باده بشوئيد خرقها با اشك « 4 » * كه موسم ورع « 5 » و روزگار پرهيزست
مجوى عيش خوش از دور واژگون سپهر * كه صاف اين سرخم ، جمله دردىآميزست
سپهر برشده « 6 » پرويز نى است « 7 » خونافشان « 8 » * كه ريزهاش « 9 » سر كسرى و تاج پرويزست
عراق و پارس گرفتى بشعر خود حافظ * بيا كه نوبت بغداد و وقت تبريزست
[ 42 حال دل با تو گفتنم هوسست ]
32 شماره مسلسل 58
حال دل با تو گفتنم هوسست * خبر دل شنفتنم هوسست
طمع خام بين كه قصه فاش * از رقيبان نهفتنم هوسست
طمع خام بين كه قصه فاش * از رقيبان نهفتنم هوسست
هامش
( 1 ) گل افشان
( 2 ) اشاره بامير مبارز الدين محمد است و اين غزل را موقعى حافظ گفته كه امير مبارز الدين امر به بستن ميخانهها نموده و ضمنا سلطان اويس حافظ را به تبريز دعوت نموده بود .
( 3 ) مقصود لباس عرفاست كه از پارچههاى تكه تكه و قطعهقطعه دوخته شده و جامهايست آستين دار و چادر مانند كه بسر و دوش كشند
( 4 ) در بعضى نسخ اين مصرع چنين مىباشد : « باب ديده بشوئيم خرقها از مى »
( 5 ) زهد و تقوى
( 6 ) مرتفع و منيع
( 7 ) الك و غربال
( 8 ) در بعضى نسخ « پالاى » گفتهاند
( 9 ) « قطره » هم گفتهاند .
[ 1 ] تفأل : - گويند شاه عباس دوم پس از تسخير ايالات فارس و عراق براى عزيمت بآذربايجان و عراق عرب تفأل مىزند و غزل بالا 31 ميايد ، در حافظنامه خلخالى اين تفأل باستناد قول هرمان يكنول انگليسى و لوك هارت ، بنادر شاه نسبت داده شده است .
و گويند نادر را خوش آمد و سفينه حافظ را بست و فال ديگرى باز كرد كه غزل :
« سزد كه از همه دلبران ستانى باج » غزل 1 جيم آمد و دستور داد مقبره حافظ را تعمير كردند .