گفتى
تو شب از حافظ بدروز خبر چيست * عمريست كه بىروى تو صبحش ندميدست
[ نعلى نگون نهاد بر آتش كه عنبرست ]
27 * [ 1 ] شماره مسلسل 53
نعلى نگون نهاد بر آتش كه عنبرست * وز طره طوق كرد كه از مشك چنبرست
تعويذ دل نوشت كه اين خط مسلسلت * شكّر به من سرشت كه ياقوت احمرست
زلف سيه كشيد كه اين قلب عقربست * روى چو مه نمود كه اين مهر انورست
در خواب كرده غمزه جادو كه بابلست * در تاب كرده طره هندو كه كافرست
برقع ز رخ گشود كه اين باغ جنتست * و ز لب شراب داد كه اين آب كوثرست
بر طرف مه نشاند سياهى كه سنبلست * بر برگ گل فشاند غبارى كه عنبرست
موئى بباد داد كه مشك تتارى است * زاغى بباغ داد كه خال معنبرست
سيمين علم فراخته كاين سروقامتست * از قند حلقه ساخته كاين تنگ شكّرست
قوس و قزح نمود كه ابروى دلكشست * ابر سيه كشيد كه گيسوى دلبرست
از شمع چهره داده فروغى كه آتشست * بر گوشوار بسته درى را كه گوهرست
در جوش كرده چشمه چشمم كه قلزمست * در گوش كرده نكته حافظ گه گوهرست
[ 39 باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست ]
28 شماره مسلسل 54
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست * شمشاد سايهپرور ما از كه كمترست
اى نازنين پسر « 1 » تو چه مذهب گرفتهاى * كت خون ما حلالتر از شير مادرست
چون نقش غم ز دور ببينى شراب خواه * تشخيص كردهايم و مداوا مقررست
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 27 - اين غزل در يكتائى هست و مدعى مىباشد كه مال حافظ نيست ولى نمىگويد از كيست در پژمان هست ولى در قدسى و سودى نديدهام . - فقط بيت اول را انجوى از خواجو دانسته و به شكل زير ذكر مىكند .نعلم نگر نهاده بر آتش كه عنبرست * و ز طره طوق كرده كه از مشك چنبر است
( 1 ) در بعضى نسخ « نازنين صنم » ذكر شده است .