[ 36 تا سر زلف تو در دست نسيم افتادست ]
21 شماره مسلسل 47
تا سر زلف تو در دست نسيم افتادست * دل سودازده از غصه دو نيم افتادست
چشم جادوى تو خود عين سواد « 1 » سحرست * اينقدر هست كه اين نسخه سقيم « 2 » افتادست
در خم زلف تو آن خال سيه دانى چيست * نقطه دوده كه در حلقهء جيم افتادست
سايه سرو تو بر قالبم اى عيسى دم * عكس روحيست كه بر عظم رميم « 3 » افتادست
زلف مشكين تو در گلشن فردوس عذار * چيست طاووس كه در باغ نعيم « 4 » افتادست
دل من در هوس روى تو اى مونس جان * خاك راهيست كه در پاى نسيم افتادست
همچو گرد اين تن خاكى نتواند برخاست * از سر كوى تو زانرو كه عظيم « 5 » افتادست
آنكه جز كعبه مقامش نبد از ياد لبت * بر در ميكده ديدم كه مقيم افتادست
حافظ گمشده را با غمت اى جان عزيز * اتحاديست كه از عهد قديم افتادست
[ 35 برو به كار خود اى واعظ اين چه فريادست ]
22 * [ 1 ] شماره مسلسل 48
برو به كار خود اى واعظ اين چه فريادست * مرا فتاده دل از كف ترا چه افتادست
بكام تا نرساند مرا لبش چون نى * نصيحت همه عالم به گوش من بادست
ميان او كه خدا آفريده است از هيچ * دقيقهايست « 6 » كه هيچ آفريده نگشادست
گداى كوى تو از هشت خلد « 7 » مستغنيست * اسير بند تو از هر دو عالم آزادست
اگر چه مستى عشقم خراب كرد ولى * اساس هستى من زين خراب آبادست
دلا منال ز بيداد عشق يار كه يار * ترا نصيب همين كرده است و اين دادست
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ * كزين فسانه و افسون مرا بسى يادست
هامش
( 1 ) شبح ، سياهى ، اثر
( 2 ) نادرست و غلط .
( 3 ) استخوان پوسيده و كهنه
( 4 ) بهشت
( 5 ) سخت و محكم .
( 6 ) نكتهء باريك
( 7 ) هشت خلد يا هشت بهشت عبارتند از : خلد - دارالسلام - دار القرار - جنت عدن - جنت الماوى - جنت النعيم - عليين - فردوس .
[ 1 ] پاورقى غزل 22 - سيفپور فاطمى مىگويد ، اين غزل از سلمان ساوجى است آقاى دكتر معين و آقاى پژمان نيز آن را از سلمان ساوجى ميدانند .