ز درياى دو چشمم گوهر اشك * جهان در لؤلؤى لالا « 1 » گرفتست
حديث حافظ اى سرو سمنبر « 2 » * به وصف قد تو بالا گرفتست
[ 34 رواق منظر چشم من آشيانهء تست ]
20 [ 1 ] شماره مسلسل 46
رواق منظر « 3 » چشم من آشيانهء تست * كرم نما و فرودآ كه خانه خانه تست
بلطف خال و خط از عارفان ربودى دل * لطيفههاى عجب زير دام و دانه تست
دلت بوصل گل اى بلبل سحر خوش باد * كه در چمن همه گلبانگ عاشقانه تست
علاج ضعف دل ما بلب حوالت كن * كه آن مفرّح ياقوت « 4 » در خزانه تست
بتن مقصّرم از دولت ملازمتت * ولى خلاصه جان خاك آستانه تست
چه جاى من كه بلغزد « 5 » سپهر شعبدهباز « 6 » * از اين حيل « 7 » كه در انبانه « 8 » بهانه تست
من آن نيم كه دهم نقد دل بهر شوخى * در خزانه به مهر تو و نشانه تست
تو خود چه لعبتى « 9 » اى شهسوار « 10 » شيرينكار * كه توسنى چو فلك « 11 » رام تازيانه تست
سرود مجلست اكنون فلك برقص آورد * كه شعر حافظ شيرين سخن ترانه تست
هامش
( 1 ) مرواريد درخشان
( 2 ) سمنبر يعنى سينه سفيد و بلورى .
( 3 ) پيش خانه ، بايوان هم رواق مىگويند .
( 4 ) معجون .
( 5 ) فريب مىخورد
( 6 ) شعبده يعنى نيرنگ ، تردستى و حقهبازى
( 7 ) حيل جمع حيله يعنى مكر و فريب و نيرنگ
( 8 ) انبانه ، كيسه بزرگ چرمى است
( 9 ) چابك سوار و بازيگر ماهر
( 10 ) شهسوار را دكتر غنى مرادف با بو الفوارس كنيه شاه شجاع دانسته و لذا غزل فوق را در مدح وى مىداند
( 11 ) توسن يعنى اسب شوخ و سركش .
[ 1 ] تفأل - خلخالى در حافظنامه نوشته است : ملا صالح قزوينى در تأليف خود موسوم بنوادر العلوم مىنويسد : چون اهلى شيرازى وفات مىكند از ديوان خود اهلى براى تعيين مدفن او تفأل مىزنند و اين شعر ميايد :جايم بروز واقعه پهلوى او كنيد * او قبله منست رخم سوى او كنيدسپس از ديوان حافظ تفألى مىزنند غزل 20 ميايد .
ضمنا براى دفن نظام دست غيب شيرازى در جوار خواجه تفألى مىزنند كه غزل مزبور ميايد « پژمان » .