چشم بد دور كزين تفرقه خوش بازآورد * طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت اين كشتى نوح * ورنه طوفان حوادث بكند بنيادت
[ 19 اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست ]
6 [ 1 ] شماره مسلسل 32
اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست * منزل آن مه عاشقكش عيّار كجاست
شب تار است و ره وادى ايمن « 1 » در پيش * آتش طور كجا موعد ديدار كجاست
هر كه آمد بجهان نقش خرابى دارد * در خرابات نپرسيد كه هشيار كجاست
آنكس است اهل بشارت كه اشارت داند * نكتهها هست بسى ، محرم اسرار كجاست
هر سر موى مرا با تو هزاران كارست * ما كجائيم و ملامتگر بيكار كجاست
عاشق خسته ز درد غم هجران تو سوخت * خود نپرسى تو كه آن عاشق غمخوار كجاست
عقل ديوانه شد آن سلسله مشگين كو * دل ز ما گوشه گرفت ابروى دلدار كجاست
بازپرسيد ز گيسوى شكن درشكنش * كاين دل غمزده سرگشته گرفتار كجاست
باده و مطرب و گل جمله مهيّاست ولى * عيش بىيار مهنّا « 2 » نبود يار كجاست
دلم از صومعه و صحبت شيخست ملول * يار ترسا بچه « 3 » كو خانه خمّار كجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج * فكر معقول بفرما گل بىخار كجاست
هامش
( 1 ) وادى ايمن ، صحرائى است كه حضرت موسى با همسر خود براى رفتن به كوه طور از آن گذشت
( 2 ) مهنا يعنى گوارا
( 3 ) بچهء مسيحى .
[ 1 ] پاورقى غزل 6 - گويا خواجه اين غزل را درباره شاه ابو اسحاق گفته است .