حرف ت شامل 102 غزل
[ ساقيم خضر است و مى آبحيات ]
1 * [ 1 ] شماره مسلسل 27
ساقيم خضر است و مى آبحيات * توبه از مى چون كنم هيهات « 1 » هات « 2 »
باده تلخ از كف شيرين لبان * در حلاوت « 3 » مىبرد آب از نبات
چون دم عيسى نسيم او ز لطف * مردهء صدساله را بخشد حيات
جز به آب آتشين يعنى شراب * حل نمىگردد مرا اين مشكلات
روزى ما بين كه از ديوان عشق * جز بمى مجرا نشد ما را برات « 4 »
شاد بادا روح آن رندى كه او * بر سر كوى مغان يابد وفات
حاصل عمر تو حافظ در جهان * بادهء صافست ، باقى ترّهات « 5 »
[ 15 اى شاهد قدسى كه كشد بند نقابت ]
2 [ 2 ] شماره مسلسل 28
اى شاهد قدسى كه كشد بند نقابت * وى مرغ بهشتى كه دهد دانه و آبت
خوابم بشد از ديده در اين فكر جگرسوز « 6 » * كاغوش كه شد منزل آسايش و خوابت
درويش نمىپرسى و ترسم كه نباشد * انديشهء آمرزش و پرواى ثوابت
راه دل عشاق زد آن چشم خمارى * پيداست ازين شيوه كه مست است شرابت
هامش
( 1 ) دور است ، محال است
( 2 ) هات اسم فعل امر يعنى ببخش و بيار
( 3 ) شيرينى
( 4 ) نوشتهاى كه بموجب آن پول يا چيزى را به كسى حواله مىدهند كه دريافت دارد
( 5 ) ترهات جمع ترهه بمعنى بيهوده و پوچ است .
( 6 ) در بعضى نسخ بجاى اين مصرع چنين آمده : رفتى ز كنار من دلخسته به ناگاه
[ 1 ] پاورقى غزل 1 - آقاى يكتائى اين غزل را از حافظ نمىداند ولى نمىگويد از كيست .
[ 2 ] پاورقى غزل 2 - اين غزل را حافظ بهنگام پيرى سروده است .