تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فلسفية ( الرسائل الفلسفية ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
وليكن بدانچه شبه سبكتر از بلور است واجب آيد كه اندر شبه اجزاى خلا بيشتر از آن است كه اندر بلور است . واين نيز محال باشد ، وقاعدهء كه از آن مر باز جوينده را بر محال دليلي كند محال باشد . پس ظاهر كرديم كه قاعدهء سخن اين مرد بگزاف وسست است

بيان قول متابعان محمد زكريا كه گفتن أو در بسايط است نه در مواليد

واگر متابعان محمد زكريا گويند كه اين سخن اندر أجسام چهارگانه گفته است نه اندر مواليد جواب ما مر ايشان را آن است كه گوئيم : اين مرد هميگويد جز اجزاى هيولى وخلا چيزى نيست كه جسم از آن مركب شده است ، وطبايع كه أجسام نام طبايعى بدو يافته است گرمى وسردى وترى وخشكى است كه فعل مر اين صورتها راست چنانكه پيش از اين اندر اين كتاب ياد كرديم . وچون اين مرد مر اين أصول را منكر است وهمى گويد - اين أصول چيزى نيست « 12 » « 13 » مگر آميزش اجزاى هيولى با خلا پس مر ديگر اعراض را اين هم گفته باشد وهم اين اعراض كه اندر أمهات است اندر مواليد رونده است با آنكه اين قياس كه گفته است اندر أمهات نيز مستمر نيست از بهر آنكه اگر آتش مر اين گرم وسوزنده را هميگويد كه بهيزم اندر آويزنده است اين تيره‌تر است از هوا . نبينى كه اين آتش همى حجاب كند مر ديدار را وهوا مر ديدار را حجاب كننده نيست . وهوا روشن‌تر از آب نيست از بهر آنكه در أصل مر اين هردو جوهر را خود نور نيست بلكه هردو نور پديرنده‌اند وآب مر نور را پذيرنده‌تر است از هوا . نبينى كه نور از آب همى بازگردد ومر چيز ديگر را همى روشن كند وهوا مر نور را نپذيرد مگر آنكه مر صورتها را بميانجئ نور بنمايد . . .
هامش
( 7 ) وليكن متابعان ك -
( 12 - 13 ) جيزى نيستند ك