ردّ قول محمد زكريا در اختلاف عناصر كه بسبب اجزاى هيولى وخلاست
واما سخن ما اندر ردّ آن قول كه اين مرد گفته است كه گرانى وسبكى وتاريكى وروشنى « 4 » وديگر اعراض كه اندر أجسام است بسبب آن تفاوت است كه هست اندر تراكيب أجسام از اجزاى هيولى وجوهر خلا آن است كه گوئيم :
بدعوى اين مرد هر جسمي كه آن گرانتر است اندر أو اجزاى هيولى بيشتر است وجوهر خلا اندر أو كمتر است . وهمى گويد كه جستن خاك كه اندر أو جوهر خلا كمتر است مر اين جاى تنگ را كه ميانهء عالم است بدين سبب است .
وعلت تاريكى جسم را همى كمترى اجزاى خلا نهد اندر أو چنانكه ما مر قول اين مرد را ياد كرديم پيش أزين كه همى گويد چون مر آهن را بسنگ « 10 » « 11 » فروزنند از آن زخم همى گشاده شود وخلا بدان جايگه بيشتر شود وروشنى آتش بدانجا همى از آن پديد آيد . واگر اين قاعده استوار بودى كه تركيب همهء مكوّنات از اجزاى هيولى وجوهر خلا بودى واجب آمدى كه هرچه گران وسخت است تاريك بودى وهرچه سبك ونرم است روشن بودى ، وليكن مشاهدات عالم بر - درستى اين قول همى گواهى ندهند از بهر آنكه سيماب از خاك گرانتر است وليكن ازو روشنتر ونرمتر است ، واگر ما پارهء بلور وپارهء شبه را بسائيم تا بمساحت هردو بيك اندازه شوند بلور از شبه سخت تر وروشنتر وگرانتر باشد . وبقول اين مرد گرانى وتيرگى وسختى از هيوليست وسبكى وروشنى ونرمى از جوهر خلاست . پس بدانچه بلور گرانتر از شبه است واجب آيد كه اندر بلور اجزاى هيولى بيشتر از آن است كه اندر شبه است ، وبدانچه شبه تاريكست واجب آيد كه اندر شبه اجزاى هيولى بيشتر از آن است كه اندر بلور است ، واين محال باشد . ونيز بدانچه بلور روشنتر است از شبه واجب آيد كه اجزاى خلا اندر بلور بيشتر از آن است كه اندر شبه است ،
هامش
( 4 ) وروشنائى ك -
( 10 - 11 ) بسنك برزنند ك